تمامي مطالب موجود در اين سامانه از وب سايت هاي ديگر و بدون دخالت انساني جمع آوري شده , لذا تمام مسئوليت آنها بر عهده وب سايت منبع ميباشد. مطالب مغاير با قوانين جمهوري اسلامي ايران را از طريق بخش تماس با ما به ما اعلام کنيد.


تازه ترین مطالب
تبلیغات


دل نوشت 2...!  

 
 
 
 
 
در من غریبه اي هست که هنوز ...
 
 
با صداي هر زنگی از خواب تو ميپرد...
 
 
صداي نم نم باران ...
 
 
کابوس هايش را آشفته تر ميکند...
 
 
هیاهوی باد و غارتگری اش را تاب نمي اورد...
 
 
و خش خس برگ ها کلافه اش ميکند...
 
 
در من بیگانه اي نفس ميکشد...
 
 
که تنها...
 
 
به قرارهایی فکر ميکند که قرار نیست هیچ وقت با تو ....
 
 
داشته باشد...!
 
 
در من اما ....
 
 
غریبه اي هست که تنها....
 
 
با تو آشناست...!
 
 
( ايشالا ک حال دلتون هميشه خوب باشه... ..)

ادامه مطلب  

پُشتِ بامِ تهران  

 
آی فیلم داره پشتِ بام تهران رو مي ذاره از امشب . اگه تا الان ندیدی ببین . یکی از بهترین سريال هاي درست درمون تلویزیون . یا قلمِ شگفت انگیز سعید نعمت الله. خیلی دوستش داشتم . الانم که داشتم تکرارش و ميدیدم کیف کردم . اين یعنی سريال درست ساخته شده .اونم براي منی که یه سريال و کلا دو بار نمي بینم .

ادامه مطلب  

پُشتِ بامِ تهران  

 
آی فیلم داره پشتِ بام تهران رو مي ذاره از امشب . اگه تا الان ندیدی ببین . یکی از بهترین سريال هاي درست درمون تلویزیون . یا قلمِ شگفت انگیز سعید نعمت الله. خیلی دوستش داشتم . الانم که داشتم تکرارش و ميدیدم کیف کردم . اين یعنی سريال درست ساخته شده .اونم براي منی که یه سريال و کلا دو بار نمي بینم .

ادامه مطلب  

بعضی ادم ها فقط عیب دیگران را می بینند  

چشمي که دائم عیب هاي دیگران را مي بیند، اول عیب را به ذهن خود منتقل مي کند و ذهنی که دائما با عیب هاي دیگران درگیر باشد هیچ وقت آرامش ندارد و هميشه درونش متلاطم و آشفته است.در عوض چشمي که یاد گرفته هميشه زیبايی ها را ببیند اول از همه  خودش آرامش پیدا مي کند چون چشم زیبا بین عیب هاي دیگران را نمي بینند و دنیاي درونشان ،دنیاي قشنگی هاست

ادامه مطلب  

خداحافظی  

به نقل از کانال گاه نوشت خانوم ميم(دوست خوبم ترنم م)
هو الاول و الآخر
بزرگی ميگفت: هر وقت مجبور شدی موضوعی ساده را پنهان کنی بدان یک جاي کارت ميلنگد.  حالا شده است حکايت last seen recently هاي تلگرامي‌مان.   انقدر دارد زمان آنلاين بودن‌هاي وقت و بی وقت مان زیاد ميشود که براي فرار از فهميدن دیگران، تلگرام را طوری تنظیم ميکنیم که کسی نفهمد تا فلان ساعت از نیمه شب هم گوشی بدست خیره شده ايم به اين صفحه‌ی مجازی!   یا ميترسیم کسی ببیند آنلاين هستیم و پیام ب

ادامه مطلب  

خداحافظی  

به نقل از کانال گاه نوشت خانوم ميم(دوست خوبم ترنم م)
هو الاول و الآخر
بزرگی ميگفت: هر وقت مجبور شدی موضوعی ساده را پنهان کنی بدان یک جاي کارت ميلنگد.  حالا شده است حکايت last seen recently هاي تلگرامي‌مان.   انقدر دارد زمان آنلاين بودن‌هاي وقت و بی وقت مان زیاد ميشود که براي فرار از فهميدن دیگران، تلگرام را طوری تنظیم ميکنیم که کسی نفهمد تا فلان ساعت از نیمه شب هم گوشی بدست خیره شده ايم به اين صفحه‌ی مجازی!   یا ميترسیم کسی ببیند آنلاين هستیم و پیام ب

ادامه مطلب  

افعال دوبخشی  

افعال مرکب دوبخشی افعالی هستند که از دوجز معنا دار یا اغلب جز دوم بی معنی است وبه دوسته افعال جداشدنی وافعال جداناشدنی تقسیم ميشوند۰۰افعال جداشدنی مانندI turned off the radio که turn off فعل جمله وجداشدنی است یعنی ميشود هم گفت I turn the radio off یا I turn off the radio و درصورتی که بجاي the radio ازضمير مناسب ان استفاده شود فقط متوان ضمير رادر وسط اورد مانند I turn it off و بس.........

ادامه مطلب  

خوارج دوران خلیفه عباسی در سیستان یا همان مردم سیستان  

جنبش خوارج در سیستان وتوران اداره دولت مرکزی را فلج کرد رهبر خوارج امير حمزه عملا حاکم اين منطقه وسیع شد او وقتی مردم را از فشار سنگین مالیات با کشتن ماموران مالیات از دولت ازاذ کرد خیلی مشهور شد وحمايت مردم سیستان و توران و مکران را بدست اورد حمايت بلوچها از خوارج در سیستان و مکران و توران را ميتوان در اسناد ثبت شده تاریخی به زبان بلوچی در قرون وسطی پیدا کرد

ادامه مطلب  

خوارج دوران خلیفه عباسی در سیستان یا همان مردم سیستان  

جنبش خوارج در سیستان وتوران اداره دولت مرکزی را فلج کرد رهبر خوارج امير حمزه عملا حاکم اين منطقه وسیع شد او وقتی مردم را از فشار سنگین مالیات با کشتن ماموران مالیات از دولت ازاذ کرد خیلی مشهور شد وحمايت مردم سیستان و توران و مکران را بدست اورد حمايت بلوچها از خوارج در سیستان و مکران و توران را ميتوان در اسناد ثبت شده تاریخی به زبان بلوچی در قرون وسطی پیدا کرد

ادامه مطلب  

شبیه باد... .  

باد مي وزد،برگ هاي باقیمانده را هم یکی یکی روانه مي کند در آغوش خاک.شاخه ها عریان عریان مي رقصند با ساز موزون باد. از ميان پیاده روی شلوغ عبور مي کنم ،باد ميان چادرم گیر کرده انگار به محض ورودم به کافه ،باد همچون مجرمي مي گریزد و چادرم آرام مي گیرد.
جاي هميشگی مان مي نشینم. خالی است خالی تر از هميشه شايد.تنها نشسته ام و به جاي خالی ات نگاه مي کنم .بیرون همچنان باد مي وزد ،برخی آدمها شبیه باد مي مانند ، بی هوا و بی اجازه مي آیند،گرد وخاک مي کنند ، آ

ادامه مطلب  

نفس گرم خانم مسن  

در کوچه ی ما یک خانم مُسنی که قران یاد مي داد و همچنین در ماه رمضان ها قرائت قران خانم ها در آنجا برگزار مي شد و ايشان غلط گیر قران خانم ها بود. و دعاي ايشان خیلی گیرا بود .بعضی از خانم هاي جوانی که پشت سرهم سقط جنین داشتند به منزل اين خانم مي آمدن تا دعايشان کند. ايشان 10نفراز دختر هايی که به سن 9سال رسیده را به خانه ی خود مي اورد و خانم جوانی که سقط جنین داشت نیز به اتاق ايشان مي آمد و یک نخ محکم که یک قفل ریز داشت به دور کمر آن زن جوان مي بست و دعايی

ادامه مطلب  

پشت صحنه ای از عاشقانه های کتاب!  

سال هاي بلوا کتابی به قلم عباس معروفی که شش ماه آخر سلطنت رضا خان را روايت مي کند و وقايع شهریور ماه را ،دوران قحطی زده تاریخ پشت احوالات و حال و هوايی عاشقانه با تفاسیری از عشقی مثلثی روايت مي شود نا امنی و دزدی ،تجاوز به دختران جوان توسط افسران روسی،قحطی و جذام.
اوضاع آشفته جامعه را با قانون وحشیانه قدرت و ثروث به معناي برتری روايت مي کند ، با تکیه دائم بر داستان قدیمي که دختر پادشاه عاشق مرد زرگر شده بود اما پسر وزیر او را ميخواست و در تب عش

ادامه مطلب  

پشت صحنه ای از عاشقانه های کتاب!  

سال هاي بلوا کتابی به قلم عباس معروفی که شش ماه آخر سلطنت رضا خان را روايت مي کند و وقايع شهریور ماه را ،دوران قحطی زده تاریخ پشت احوالات و حال و هوايی عاشقانه با تفاسیری از عشقی مثلثی روايت مي شود نا امنی و دزدی ،تجاوز به دختران جوان توسط افسران روسی،قحطی و جذام.
اوضاع آشفته جامعه را با قانون وحشیانه قدرت و ثروث به معناي برتری روايت مي کند ، با تکیه دائم بر داستان قدیمي که دختر پادشاه عاشق مرد زرگر شده بود اما پسر وزیر او را ميخواست و در تب عش

ادامه مطلب  

سخن بزرگان هر ملت شناسنامه آن ملت است(شهریار)  

شهريار

عاشقانه ها 1699

با نوازش مي کشیدی آه و مي گفتی ببخش سربه دوشم هق هق بی اختیاری داشتی وقت رفتن بغض کردی خیره ماندی سوی من شايد از دیوانه ی خود انتظاری داشتی صبح بوی گل تمام خانه را پر کرده بود کاش مي شد باز در خوابم گذاری داشتی عشق یعنی بی گلايه لب فرو بستن، سکوت دلخوش از اينکه شبی با او قراری داشتی.....

شهريار

 
 



عاشقانه ها 1041

اي صبا با تو چه گفتند که خاموش شدی چه شرابی به تو دادن که مدهوش شدی تو که آتشکدهء عشق و محبت بودی چه بلا رفت ک

ادامه مطلب  

سخن بزرگان هر ملت شناسنامه آن ملت است(شهریار)  

شهريار

عاشقانه ها 1699

با نوازش مي کشیدی آه و مي گفتی ببخش سربه دوشم هق هق بی اختیاری داشتی وقت رفتن بغض کردی خیره ماندی سوی من شايد از دیوانه ی خود انتظاری داشتی صبح بوی گل تمام خانه را پر کرده بود کاش مي شد باز در خوابم گذاری داشتی عشق یعنی بی گلايه لب فرو بستن، سکوت دلخوش از اينکه شبی با او قراری داشتی.....

شهريار

 
 



عاشقانه ها 1041

اي صبا با تو چه گفتند که خاموش شدی چه شرابی به تو دادن که مدهوش شدی تو که آتشکدهء عشق و محبت بودی چه بلا رفت ک

ادامه مطلب  

والت دیزنی کیست؟  

 
والتر الیاس والت دیزنی
 5 دسامبر 1901 در خانواده‌اي یهودی متولد شد.
خانواده دیزنی اصالتا اهل روستايی به نام نورتون دیزنی بودند. اين روستا در جنوب شهر لینکلن واقع در شهرستان لینکلن‌شر انگلستان واقع شده است.
 
او در سال هاي اول کاریش جوايز زیادی برنده شد و به سرعت شهرت زیادی به دست اورد .
نکته ی مهم در زندگی اين شخص روابطه بسیار نزدیک و صميمي‌ با سیاستمداران وقت است. او همواره در محصولاتش به یاری دولت، اف‌بی‌آی، سی‌آی‌اي، ناسا و ... مي‌آمد.

ادامه مطلب  

والت دیزنی کیست؟  

 
والتر الیاس والت دیزنی
 5 دسامبر 1901 در خانواده‌اي یهودی متولد شد.
خانواده دیزنی اصالتا اهل روستايی به نام نورتون دیزنی بودند. اين روستا در جنوب شهر لینکلن واقع در شهرستان لینکلن‌شر انگلستان واقع شده است.
 
او در سال هاي اول کاریش جوايز زیادی برنده شد و به سرعت شهرت زیادی به دست اورد .
نکته ی مهم در زندگی اين شخص روابطه بسیار نزدیک و صميمي‌ با سیاستمداران وقت است. او همواره در محصولاتش به یاری دولت، اف‌بی‌آی، سی‌آی‌اي، ناسا و ... مي‌آمد.

ادامه مطلب  

ریشه ها  

از اونجايیکه من خیلی وقته تلویزیون ندیدم باعث شد که دیدن اين سريال ریشه ها خیلی منو تحت تاثیر قرار بده سريالی که طرز احمقانه اي سانسور شده بود!
+یکی از سکانسهاي اين سريال نحوه برخورد یه برده ی افریقايی با برف بود چیزی که هرگز ندیده بود و با اينکه در حال فرار بود اما مجذوب زیبايی برف شد و مشغول به قدم زدن  روی یخ و برف شد و به همين سبب دستگیر شد! اين سکانس منو یاد یه طنز انداخت به اين متن:
«قیافه ی ادمهايی که قبل از کشف اتش مردند تو جهنم دیدنیه»!


ادامه مطلب  

ریشه ها  

از اونجايیکه من خیلی وقته تلویزیون ندیدم باعث شد که دیدن اين سريال ریشه ها خیلی منو تحت تاثیر قرار بده سريالی که طرز احمقانه اي سانسور شده بود!
+یکی از سکانسهاي اين سريال نحوه برخورد یه برده ی افریقايی با برف بود چیزی که هرگز ندیده بود و با اينکه در حال فرار بود اما مجذوب زیبايی برف شد و مشغول به قدم زدن  روی یخ و برف شد و به همين سبب دستگیر شد! اين سکانس منو یاد یه طنز انداخت به اين متن:
«قیافه ی ادمهايی که قبل از کشف اتش مردند تو جهنم دیدنیه»!


ادامه مطلب  

فراموشی  

پ.ن منفی یک!: پنج سال از اولین لحظه اي که دیدمت گذشت درست همين ساعت! فقط اون روز دوشنبه بود!
آمدی جانم به قربانت ولی مي گریزی بی هدف
پیش از اين رفتی ولی بازآمدی عمر خود کردی تلف!
. . .
مي شدم آرام  ِ جان
مي شدی نامهربان
هم سخن با دیگران!
جانم به قربانت...
بی محابا دلبری
هر کجا مي نگری
دین و دل ها مي بری
جانم به قربانت...
سیمين بر بی مثال
دیگر هنگام وصال
بگذشته از ماه و سال
جانم به قربانت!...
هیچ وقت از زیتون خوشم نیومد. همين طور از سیر. تا اينکه با پدیده هاي

ادامه مطلب  

 

شب خوبی نداشتم ، بودن کنار کسی که شبیه من نبود . گوش دادن به حرف هايی که حرف هاي موردعلاقه ی من نبود و ورود توی بحث هايی که دغدغه ی اين روزهاي من نبود . خسته بودم و هی پریود را بهانه ی کسل بودنم کردم . خسته بودم . از اينکه دخترک مدام ميپرسید چرا شوهر نميکنی ؟ سريال هاي تلوزیون را ميبینی ؟ همان که تمام بازیگر خوشگل ها تویش بازی ميکنند! خرید هاي عیدت را کردی؟ خانه تکانی دوست داری ؟ بیست بار گفت چرا خانه مان نمي آیی ؟ و من گفتم چشم که دست از سر کچلم برد

ادامه مطلب  

 

شب خوبی نداشتم ، بودن کنار کسی که شبیه من نبود . گوش دادن به حرف هايی که حرف هاي موردعلاقه ی من نبود و ورود توی بحث هايی که دغدغه ی اين روزهاي من نبود . خسته بودم و هی پریود را بهانه ی کسل بودنم کردم . خسته بودم . از اينکه دخترک مدام ميپرسید چرا شوهر نميکنی ؟ سريال هاي تلوزیون را ميبینی ؟ همان که تمام بازیگر خوشگل ها تویش بازی ميکنند! خرید هاي عیدت را کردی؟ خانه تکانی دوست داری ؟ بیست بار گفت چرا خانه مان نمي آیی ؟ و من گفتم چشم که دست از سر کچلم برد

ادامه مطلب  

اپوزوسیون و ضد نظام های مدرن= محبان اولیگارشی  

اپوزوسیون و ضد نظام هاي مدرن= محبان اولیگارشیبا کمي لطافت منتقدان نظامانهايی که چپ ميروند ، راست ميروند تو گوش ما جوون ها ميخونند ، نظام فلانه ،حکومت فلانه و...
از بازرگان ، و بنی صدر خوب ميگفتند و تا حدودی ميگندسر ضدیت با نظام یا دوستی با اين عزیزاناز #مير_حسین_موسوی وزیر کشور(60 تا 68) از مرحوم #هاشمي_رفسنجانی رییس مجلس ايران (59-68)رییس جمهور ايران (68 تا 76) رییس مجلس خبرگان و رییس هميشگی مصلحت نظام ، از#کروبی نائب رییس مجلس (59-68) رییس مجلس(68-71) ، ریی

ادامه مطلب  

اپوزوسیون و ضد نظام های مدرن= محبان اولیگارشی  

اپوزوسیون و ضد نظام هاي مدرن= محبان اولیگارشیبا کمي لطافت منتقدان نظامانهايی که چپ ميروند ، راست ميروند تو گوش ما جوون ها ميخونند ، نظام فلانه ،حکومت فلانه و...
از بازرگان ، و بنی صدر خوب ميگفتند و تا حدودی ميگندسر ضدیت با نظام یا دوستی با اين عزیزاناز #مير_حسین_موسوی وزیر کشور(60 تا 68) از مرحوم #هاشمي_رفسنجانی رییس مجلس ايران (59-68)رییس جمهور ايران (68 تا 76) رییس مجلس خبرگان و رییس هميشگی مصلحت نظام ، از#کروبی نائب رییس مجلس (59-68) رییس مجلس(68-71) ، ریی

ادامه مطلب  

نباید پشتم خالی باشد  

راستش با اينکه از عشق بیزارم اما ميخوام به عشق اعتماد کنم.
امروز تو اوج ناراحتیم احساس کردم نیاز دارم با کسی درباره ی رنجهام حرف بزنم که تکیه گاهم باشه...
شايد ازدواج کنم...به هر حال دیگه دیر هم شده...
تنهايی خیلی تلخه.
اما با کسی ازدواج ميکنم که مرد واقعی باشه...نجیب و عجیب! و کمي تا قسمتي زن ذلیل! 

ادامه مطلب  

نباید پشتم خالی باشد  

راستش با اينکه از عشق بیزارم اما ميخوام به عشق اعتماد کنم.
امروز تو اوج ناراحتیم احساس کردم نیاز دارم با کسی درباره ی رنجهام حرف بزنم که تکیه گاهم باشه...
شايد ازدواج کنم...به هر حال دیگه دیر هم شده...
تنهايی خیلی تلخه.
اما با کسی ازدواج ميکنم که مرد واقعی باشه...نجیب و عجیب! و کمي تا قسمتي زن ذلیل! 

ادامه مطلب  

سخن بزرگان هر ملت شناسنامه آن ملت است( شیخ بهایی)  

شیخ بهايی

حکايت 2268

عابدی در کوهی زندگی ميکرد. روزها روزه ميگرفت و هر شب قرص نانی براي او ميآمد. با نیمي از آن افطار ميکرد و نیم دیگر را براي سحر ميگذاشت. شبی نانش نرسید, از گرسنگی خوابش نبرد. پیوسته انتظار ميکشید که غذاي هر شبه اش برسد اما اين چنین نشد. در پائین کوه روستائی بود که ساکنان آن نصرانی بودند. صبحگاه عابد از کوه پائین آمد و از مردی نصرانی تقاضاي غذا کرد. دو قرص نان جوین به او دادند. نانها را گرفت و به طرف کوه رهسپار شد, سگ گر و لاغری ک

ادامه مطلب  

سخن بزرگان هر ملت شناسنامه آن ملت است( شیخ بهایی)  

شیخ بهايی

حکايت 2268

عابدی در کوهی زندگی ميکرد. روزها روزه ميگرفت و هر شب قرص نانی براي او ميآمد. با نیمي از آن افطار ميکرد و نیم دیگر را براي سحر ميگذاشت. شبی نانش نرسید, از گرسنگی خوابش نبرد. پیوسته انتظار ميکشید که غذاي هر شبه اش برسد اما اين چنین نشد. در پائین کوه روستائی بود که ساکنان آن نصرانی بودند. صبحگاه عابد از کوه پائین آمد و از مردی نصرانی تقاضاي غذا کرد. دو قرص نان جوین به او دادند. نانها را گرفت و به طرف کوه رهسپار شد, سگ گر و لاغری ک

ادامه مطلب  

دنیا  

به دنيا سلام وبه دنيا جواب
همه هستی من به دنيا خطاب
نه گفتار دارم که از من بود
نه رفتار دارم که خاکی بود
همه حرفم اينست پویا شوم
چو نامم تهی از تمنا شوم
به عشقم سلامو زعشقم سکوت
چو من نیست دیوانه معنا شوم
به مهدم سلامو زمهدم سکوت
چو اين است نامش چه تنها شوم
خدايا به دنیاي من رحم کن
که من عاشقم.عشق شیدا شوم
سکوتم نه از ترس اين بزم بود
که بی خانه را ترس دنيا نبود
ندارم دگر طاقت اين فراق
خدايا رسانش که مهدیه بود

ادامه مطلب  

الو مادر، نشد برسیم  

«امان از شب که هميشه اشتهاي زیادی دارد. چه در بالش خودت غرق خواب باشی و چه سرت را مثل آن سرباز، زیر پرده چرک‌گرفته اتوبوس به شیشه تکیه داده باشی و خواب به چشمت نیايد بابت همه تصویرهایی که از مقصد اين سفر براي خودت ساخته‌اي
.
.
.
.
«آره بابا خوب کردی کچل نکردی، خبری نیست که. امروز ميریم لباس مباسا رو ميگیریم ميايم». دارد اينها را به دوستش مي‌گوید. «نذار تو رو قرآن، اولا ماه رمضونه نميذارن چیزی بخوریم، دوما خبری نیست که. امروز ميریم لباس مباسا ر

ادامه مطلب  

الو مادر، نشد برسیم  

«امان از شب که هميشه اشتهاي زیادی دارد. چه در بالش خودت غرق خواب باشی و چه سرت را مثل آن سرباز، زیر پرده چرک‌گرفته اتوبوس به شیشه تکیه داده باشی و خواب به چشمت نیايد بابت همه تصویرهایی که از مقصد اين سفر براي خودت ساخته‌اي
.
.
.
.
«آره بابا خوب کردی کچل نکردی، خبری نیست که. امروز ميریم لباس مباسا رو ميگیریم ميايم». دارد اينها را به دوستش مي‌گوید. «نذار تو رو قرآن، اولا ماه رمضونه نميذارن چیزی بخوریم، دوما خبری نیست که. امروز ميریم لباس مباسا ر

ادامه مطلب  

I like shape very much. A novel has to have shape, and life doesn't have any  

مفهومِ پوپر از تاریخِ مکتوب عیناً مانندِ تصویری است که من هميشه از رمان داشته‌ام، بدین معنا که رمان نوعی نظم و سامان‌بخشی به واقعیتِ بشری است براي حفظِ انسان‌ها از اضطراب و دلهرۀ محصولِ درکِ شهودیِ آنان از جهان و زندگی همچون پهنه‌اي عظیم از بی‌سامانی و پریشانی.
هر رمانی براي اينکه قدرتِ اقناع داشته باشد، بايد به عنوانِ برساخته‌اي متقاعدکننده و نظم‌یافته و جهانی بسامان و قابل‌فهم که اجزايش در نظامي هماهنگ به هم پیوسته‌اند و کل‌شان ب

ادامه مطلب  

I like shape very much. A novel has to have shape, and life doesn't have any  

مفهومِ پوپر از تاریخِ مکتوب عیناً مانندِ تصویری است که من هميشه از رمان داشته‌ام، بدین معنا که رمان نوعی نظم و سامان‌بخشی به واقعیتِ بشری است براي حفظِ انسان‌ها از اضطراب و دلهرۀ محصولِ درکِ شهودیِ آنان از جهان و زندگی همچون پهنه‌اي عظیم از بی‌سامانی و پریشانی.
هر رمانی براي اينکه قدرتِ اقناع داشته باشد، بايد به عنوانِ برساخته‌اي متقاعدکننده و نظم‌یافته و جهانی بسامان و قابل‌فهم که اجزايش در نظامي هماهنگ به هم پیوسته‌اند و کل‌شان ب

ادامه مطلب  

همانجا که مینویسم ، همانجا که نوشته میشوم ...  

جمعه رفتیم باغ ، خب اتفاق خاصی نیوفتاد ، البته چرا ، افروز خیلی مهربون تر شد باهام !! شنبه عربیو خراب کردم و همينطور زبانو ، امروز هم فک کنم زیستو گند زدم ، فردا هم طبق محاسباتم همه درسارو از دم برینم ، عجب هفته ی گندی ...
فقط اين دوروزو برا دوشنبه و سه شنبه و چهارشنبه تحمل کردم ، اونم به خاطر فرشته تا بیادو باهاش حرف بزنم ،؛ قرار شده متنارو براش ببرم ، حس پرینت گرفتنشون نیست ، دلم دوستاي جدید ميخاد ، نیوش که همش با کیميه ، کیمي هم همش با نیوشه ، من

ادامه مطلب  

همانجا که مینویسم ، همانجا که نوشته میشوم ...  

جمعه رفتیم باغ ، خب اتفاق خاصی نیوفتاد ، البته چرا ، افروز خیلی مهربون تر شد باهام !! شنبه عربیو خراب کردم و همينطور زبانو ، امروز هم فک کنم زیستو گند زدم ، فردا هم طبق محاسباتم همه درسارو از دم برینم ، عجب هفته ی گندی ...
فقط اين دوروزو برا دوشنبه و سه شنبه و چهارشنبه تحمل کردم ، اونم به خاطر فرشته تا بیادو باهاش حرف بزنم ،؛ قرار شده متنارو براش ببرم ، حس پرینت گرفتنشون نیست ، دلم دوستاي جدید ميخاد ، نیوش که همش با کیميه ، کیمي هم همش با نیوشه ، من

ادامه مطلب  

bad day  

جرقه ی ناگهانی که دیشب تو ذهنم خورد وقتی خانوم نون برام دفتر مدار منطقیشو اورد و ازم خواست بهش توضیح بدم.منم بهش توضیح دادم و تو اين فکر افتادم برم به استاد خوشگله بگم ميخوام حل تمرین بچه هاي برق بشم....وقتی همون لحظه جرقه ی ذهنیمو به خانوم نون که کنارم نشیته بود گفتم خندید و گفت''من نميزارم....من نميزارم تو حل تمرین ما شی...اصلا تو پسراي مارو نميشناسی.تو نميتونی و...''
موضوع به اينجا ختم نشد!من قضیه رو به آقاي الف هم گفتم.آقاي الف هم عکس العملی مشاب

ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1 
تبلیغات
ورود به کانال تلگرام