تمامي مطالب موجود در اين سامانه از وب سايت هاي ديگر و بدون دخالت انساني جمع آوري شده , لذا تمام مسئوليت آنها بر عهده وب سايت منبع ميباشد. مطالب مغاير با قوانين جمهوري اسلامي ايران را از طريق بخش تماس با ما به ما اعلام کنيد.


تازه ترین مطالب
تبلیغات


گنجشک  

تا خواستم ازت تعریف کنم ...تا خواستم حالمو خوب کنم ...بازم نشد....
فقط خواستم یه دوری تو خیابون بزنم....
گنجشک بیچاره....افتاده بود وسط خیابون....
تا خواستم برمو برش دارم زدنو کشتنش....
فکر کردم فقط به آدما گیر دادی...
یعنی ممکن واسه حال گیری من اون گنجشکو به کشتن بدی..؟!
نه اسفند ...تو هم لنگه همون دوتایی...حالم ازت بهم ميخور...
هر کار دوست دارین بکنین...ولی یادتون باشه...من هر روز دارم پوست کلفت تر ميشم....
آهاي  > انگار هنوز تموم نشده .....

ادامه مطلب  

تقدیم به امام مهربانی ها  

 
روح بهار هستی و دریای رحمتی نام تو را نوشتم و دنیا بهار شد یکباره بالهاي ملائک ورق شدند نام رضا برای قلم اعتبار شد
مي خواستم به واژه تو را ميهمان کنم مي خواستم تو را بنویسم غریب شهر اما قلم نوشت تو را با حضور دل ذکر دعای ساده ی "امن یحیب شهر"
آقا چه مي شود به درختان نظر کنی دیگر کسی به غیر تو در فکر باغ نیست من یک کلاغ خسته و آواره ام ولی مي دانم آستان تو جای کلاغ نیست
حالا ميان شعر و دلم ریسه بسته ام ميلاد توست، آمده ام خوب و سربه راهاما هنوز منت

ادامه مطلب  

اعترافات 2  

امشبوقتی داشتن بچه ها حرف ميزدندیه لحظه ساکت شدمو سعی کردمفقط"ببینم"!!!از خودم ناراحتم که چرا نمي تونمخوبی ها و زیبایی ها دیگران رو "ببینم"حس ميکنموجودم خواب آلوده!!!هی چشماش بسته ميشههی تار ميشه همه چیزاما من نبایدخوابم ببره!!!بایدبیدار باشمتاببینمزیبایی ها و خوبی هايدیگران رو* امشب حرفهاي ناراحت کننده ای شنیدمصحبت از این بود کهفلانی با فلانیسر یک موضوعی به اختلاف خورده اندو  دچار کدورت نسبت به هم شده اندمن با یک نفرشون کمی صحبت کردمام

ادامه مطلب  

خواستم تا نظری بنگرم و بازآیم / گفت از این کوچه ما راه به در می‌نرود  

در من این عیب قدیمست و به در مي‌نرودکه مرا بی مي و معشوق به سر مي‌نرود
صبرم از دوست مفرمای و تعنت بگذارکاین بلاییست که از طبع بشر مي‌نرود
مرغ مألوف که با خانه خدا انس گرفتگر به سنگش بزنی جای دگر مي‌نرود
عجب از دیده گریان منت مي‌آیدعجب آنست کز او خون جگر مي‌نرود
من از این بازنیایم که گرفتم در پیشاگرم مي‌رود از پیش اگر مي‌نرود
خواستم تا نظری بنگرم و بازآیمگفت از این کوچه ما راه به در مي‌نرود
جور معشوق چنان نیست که الزام رقیبگویی ابریست که

ادامه مطلب  

تصادف  

روز 10 مهر بود.به نوعی اولین روز دانشگاه در ترم جدید.
ساعت 10 کلاس داشتم.که ماشینمو برداشتم رفتم .کلاس زود تموم شد .
وقنی برگشتم ماشینمو پارک کرده بودم .یه لحظه با خودم گفتم چرا این همه راه رو برم تا دور بزنیم.همينجا دور ميزنم برميگردم بریدگی قبلی.
چشمتون روز بد نبینه.بدون توجه به عقب خواستم دور بزنم که تققققققققق
یه ماشین زد بهم!
ماشین من که حسابی داغون شد.
ماشین اونم از بیمه ماشین من استفاده کردیم.
خواستم بنویسم که هميششششه رعایت کردن قانون  به

ادامه مطلب  

تشکر از یه دوست  

 
 سلام دوستای خوبم... مرسی از این که همراهم بودین
 
     امروز مي خواستم از یه دوست تشکر کنم ... شاید زیاد با من و زندگیم آشنا نباشه اما توی همين مدت کمی که از من شناخت پیدا کرده تونسته دوستی رو در حقم تموم کنه .......... مي خواستم ازش تشکر کنم از این که هست....  توی این مدت کم معرفتش خیلی باعث جلب نظر منو بقیه دوستام شده....
دوست عزیز مرسی از این که هستی

ادامه مطلب  

 

 
تموم شد، فرستادم. ایشالا خوب باشن خواستم بشینم یکم درس بخونم اصلا نرسیدم همش داشتم رو دیزاین این ابزارا کار ميکردم، یسری ابزار برای جاهايی که نميدونم کجان طراحی کردم! خدا این مدل کار کردن روی مسائل انتزاعی طور رو نصیب گرگ بیابون نکنه

ادامه مطلب  

 

 
تموم شد، فرستادم. ایشالا خوب باشن خواستم بشینم یکم درس بخونم اصلا نرسیدم همش داشتم رو دیزاین این ابزارا کار ميکردم، یسری ابزار برای جاهايی که نميدونم کجان طراحی کردم! خدا این مدل کار کردن روی مسائل انتزاعی طور رو نصیب گرگ بیابون نکنه

ادامه مطلب  

بدم میاد  

نمي خواستم چیزی بنویسم، اما دیدم باید این برهه از زندگیم هم مثه قبلیها توی وبلاگم ثبت بشه تا داشته باشمش.
فقط تا مدتی نوشته هام واقعا بیهوده هستن، توی ادامه مطلب مي نویسم که وقت دیگران تلف نشه ولی به احترامشون رمزی نميکنم
و عذر مي خوام که نظرات رو مي بندم.

ادامه مطلب  

 

نميدونم چرا بیخواب شدم
امروز زیاد خوابیدم واسه همينه احتمالا
پبذارین از ناهار امروز بگم
امروز بعد از امتحان که اومدم 
مامانم نبود اول مي خواستم دو تا تخم مرغ هم بزنم بعد نظرم عوض شد و 
اسفناج پلو پختم 
دستور پخت و از اینترنت گرفتم 
خیلی خوش مزه شد
.....
 

ادامه مطلب  

10 تانظررایگان!  

هرکی گفت این آهنگ ازکیه 10 10 تانظرمفت ومجانی در وبش.
فقط هم دونفراول.
 
کجایی مهربونم بی تو دنیا دیگه چیزی نمونده زیرورو شه
غروب جمعه ها وقتی که نیستی ميرم کز ميکنم تنها یه گوشه
اگه حتی نباشی باز هستی تورو حس ميکنم هرجا که هستم
یه وقتا بس که تو فکر تو غرقم تصور ميکنم پیشت نشستم
همين که از تو هرجا یک نشون هست خیالم راحته هستی کنارم
بذار دنیا بگه دورم من از تو دیگه کاری با این حرفا ندارم
ميرم کز ميکنم تنها یه گوشه ولی بازم دلم گرمه به فردا
به فردایی

ادامه مطلب  

روز 48 بارداری :)  

خواستم یه وبلاگ درست کنم و برم از اینجا ولی دلم نیومد چون حالا که باردار شدم و دیگه اینجا رژیمي نخواهد بود ولی اینجا که فقط رژیمي نیست اینجا خاطرات فنجونیه
رفتم اولین سونوگرافی نی نی 6 هفته و 5 روزش بود و صدای قلب کوچولوش تالاپ تالاپ ميزد
من تو بهمن ماه باردار شدم پس زایمانم ميافته ابان ماه تقریبا شایدم اخرای مهر ماه
از همه گروه هاي لاغری لفت دادم و رفتم تو فاز مامانی ها
قراره اثاث کشی کنیم قبل عید البته قرار نبود به این زودی بریم ولی یهویی شد

ادامه مطلب  

گوشی  

امروز گوشی را برداشتم و به شماره ات زنگ زدم
قبل اینکه زنگ بخورد قطع کردم
مي خواستم فقط چند کلمه ای دوستانه صحبت کنیم
به دور از هیاهو هاي دورو برمان
تمام شهامتم را جمع کردم و دوباره گرفتمت
اما گوشیت خاموش بود
خاموش
خاموش 
...
 

ادامه مطلب  

 

تصميم گرفتم قبول کنم که ضعیفم توی کنترل خودم. آره، هستم. همتونم بدونین. مت برای فرار از درس خوندن زل ميزنم به موکت چون درس خوندن حس مسئولیت مياره. همونقدر که درس نخوندن، البته. اما خب، دیس ایز هو آی ریعکت. 
خب... آره. نمي خواستم ابهتم جلوی مامانم بشکنه. نمي خواستم ضعیف دیده بشم... (اصلا نميدونم ابهتی داشتم یا نه. به اینکه قوی ميدونست منو افتخار مي کردم ولی. معیاراشو دوست دارم خیلی. اعتراف.) 
اما یه اصلی که قبولش دارم اینه که وقتی ضعفاتو قبول کردی مي

ادامه مطلب  

ماه اسفند ماه آخرسال خوش آمدی...  

اسفند ماه آمد با تمام شور و هیجانش فقط خواستم  در این دقیقه هاي اول  سوگندت را بخاطر بیاورم... ((دقیقا چنین روزهاي بود که سوگند خوردیم  ولی گذر زمان چیکار با آدم ميکنه که دیگه حوصله فکر به تورو ندارم  حتما بخاطر اینه که فهميدم بهتر از خود برای خودم مهربونی و دلسوزی نمبکنه...))

ادامه مطلب  

..!!!  

سلامتی اونی که دلم واسش خیلی تنگهامابهش قول دادم مزاحمش نشمسلامتی اونی ارزوی داشتنش واسه منه ولی وصالش نیستسلامتی اونی که فقط خوبیشو خواستم ولی هیج وقت نفهميد...سلامتی اونی که تا فهميد چقد دوستش دارم شروع کرد به اذیت کردنسلامتی اونی که نميخونه این نوشته رو ولی هميشه توی نوشته هاي منه...سلامتی اونی که ميدونه چشمام خیسه ولی حتی حالمو نمي پررررررسهham_nafas1

ادامه مطلب  

سهراب خلجي  

خواب دیدم شده ای عاشق و دلبند به منهمه رفتند ولی شخص تو پابند به من
موج گیسوی تو شد شرح پریشان دلمعشق را هدیه كند صاحب ترفند به من
حال گریان مرا لطف كسی خوب نكرد تا رسیدی و نگاهی پر لبخند به من
بازهم یاد توأم با غزلی در دل شبچون غزل آمده از سوی خداوند به من
همه جا از تو سرودم که به من خیره شوی خوب دانند كه نامت شده پسوند به من
خواستم در غزلم یاد تو را زنده كنمگفت بیدار شو این خواب هنرمند به من
عشق در خاطر من خاطره ای بیش نبودخواب دیدم شده ای عاشق و

ادامه مطلب  

 

نميخوام اون بحث ادامه داشته باشه دلیل این کارش نفهميدم یعنی فهميدم ولی قابل قبول نبود واسم به نظر خودم آدم منطقی هستم یعنی اگه یه دلیل منطقی باشه من قانع ميشم ولی وقتی نباشه و الکی الکی اون بحث ادامه پیدا کنه ميزنم به سیم آخر امروز بازهم همون حرف هاي قبل بدون دلیل شنیدم عصبانی شدم هرچقدر خواستم کوتاه بیام بازهم نشد بابا اومد پیشم ميخواست باهام صحبت کنه مثل هميشه اروم حرف ميزد  عصبی بودم از حرفای بی منطق که هیچ دلیلی هم نداشت صبحت کرد باهام و

ادامه مطلب  

تعجب نكن  

آهنگ تعجب نكن سیروان خسروی رو شنیدید؟!
خیلی تكستش خوبه،مخصوصا اونجاش كه ميگه:
مطمئن بودم که گذشته با تو جبران ميشهکه آینده ی خوبی در پیشه ميشه داشته باشم تو رو هميشه هميشه
تو رو دارمو حالم از اون حس زیر و رو شده باور کنبا یه حرفی یه کاری یه چیزی حالی که دارمو بهتر کن
با تو هر چی که خواستم همون شد با تو همه چی راحت شدهمه دیدن رابطه مون خیلی بیشتر از یه مدت شد
 
 
من كه كسی رو ندارم اینا رو بهش بگم یا كسی اینارو بهم بگه :دی
ولی اگه شما كسیو دارید بهش

ادامه مطلب  

مادر  

مادر نوشت : نميخواهم پسرم سرباز باشد
ولی پسر ميخواهد 
قدیمتر که مادر از حجب و حیای پسرش ميگفت خواستم بگویم منتطر این روز باشد
پسرش مرد است
یاد گرفته حافظ مادر باشد ،
خدا برایش حفظ ميکند
اینها را که مينوشتم یاد جمله ای در کتاب پدر ، عشق، پسر افتادم
سید مهدی شجاعی زیبا نوشته بود
علی اکبر تشنه وصال بود و حجت خدا دل بسته او
برای رسیدن باید حسین دل ميبرید
جگونه به او بگویم
تا او نخواهد هیچ رخ نميدهد
حتی اگر ميان معرکه باشد  
خدا مادر و پسر را حفظ کند

ادامه مطلب  

 

رنجانده ام دوباره دلت را، مرا ببخش!آبی ترین کرانه ی دریا، مرا ببخش!مي خواستم که خوب بمانم برای تو ناخواسته بد شدم اما، مرا ببخش!رنگی ندارد این غزلِ کهنه پیش تو زیباترین قصیده ی دنیا، مرا ببخش!دل گیر مي شوی زِ من و دَم نمي زنیشرمنده ام، هميشه و هر جا، مرا ببخش!تو تکیه گاه محکم اندوهِ من شدی سنگ صبور این دل تنها، مرا ببخش!روشن نموده ای شبِ این بی ستاره را ای مثل ماه روشن و زیبا، مرا ببخش!این است حرف آخرِ من، ای هميشه خوب!
عذرم قبول مي کنی آیا ؟_مر

ادامه مطلب  

 

رنجانده ام دوباره دلت را، مرا ببخش!آبی ترین کرانه ی دریا، مرا ببخش!مي خواستم که خوب بمانم برای تو ناخواسته بد شدم اما، مرا ببخش!رنگی ندارد این غزلِ کهنه پیش تو زیباترین قصیده ی دنیا، مرا ببخش!دل گیر مي شوی زِ من و دَم نمي زنیشرمنده ام، هميشه و هر جا، مرا ببخش!تو تکیه گاه محکم اندوهِ من شدی سنگ صبور این دل تنها، مرا ببخش!روشن نموده ای شبِ این بی ستاره را ای مثل ماه روشن و زیبا، مرا ببخش!این است حرف آخرِ من، ای هميشه خوب!
عذرم قبول مي کنی آیا ؟_مر

ادامه مطلب  

غم نفهمیدن!  

چند روز پیش در قطار با یک دانشجوی کارشناسی ارشد برق قدرت هم مسیر شدیم.
بنا به عادت در بین راه سر صحبت را باز کردم تا در صورت نیاز مشاوره رایگان بدهم. اما این کارشناس ارشد مملکت گفت شما قصد دارید من را متهم کنید و من گوشم پر است از این حرف‌ها و تمایلی ندارم ادامه بدهم...
با این که صحبت ما قطع شد و به ایشان گفتم که قصد نصیحت یا زیرسوال بردنش را نداشتم و فقط خواستم بگویم کسی برایت کاری نمي‌کند، خودت به فکر خودت باش... 
اما با تاسف از او جدا شدم در حال

ادامه مطلب  

عشق من...  

 
 
خــــب من عــــشق را جـورِ دیـــگری مي دیــدم...
از اولش هم همين طور بودم!
این که مثلِ یک دکمه ی شُل به پیراهنِ کسی آویزان باشم را دوست نداشتم؛
این که مثلِ تابلوی راهنما مدام یادآورِ باید و نبایدی باشم را؛ دوست نداشتم... این که...!
من مي خواستم با هم عبور کنیم؛ گاهی حتی پس و پیش؛ اما در حرکت... من ایستادن را قبول ندارم،
من درجا زدن را دوست ندارم، من از هر آنچه که او را از رفتن باز مي دارد، بیزارم؛
مي خواستم قایقِ نجات باشم، بالِ پرواز باشم، چراغِ

ادامه مطلب  

یکتای بیکران  

وقتی جانم از اندوه لبریز مي شود و فریاد هاي گران ، در گلو گاهم سنگینی مي کند و هر دم در تب و تاب است تا از تنگی وجودم رها شود و در فراخنای آسمان ، خواب خفتگان را بیاشوبد ، به یاد فریاد هاي خاموش تاریخ ، مي افتم که چه رنج کشیدگانی ، دم بر نیاوردند و مردانه ، در اعماق زندگی خویش ، در سکوتی توام با تماشای هستی ، فرو غلطیدند. آه ... آیا جوانمردان تاریخ و صبوران عالم ، مرا به خاطر فریاد هاي لبریزم ، خواهند بخشید و در بزم عاشقانه خویش ، راهم خواهند داد ؟ ی

ادامه مطلب  

کسی نمی تواند عشق را بکشد  

 
شاخه‌ی عشق را شکستم
آن را در خاک دفن کردم
و دیدم که
باغم گل‌ کرده‌ است
کسی نمي تواند عشق را بکشد
اگر در خاک دفنش کنی
دوباره مي‌روید
 
اگر پرتابش کنی به آسمان
بال‌هايی از برگ در مي‌آورد
 
و در آب مي‌افتد
با جوی‌ها مي‌درخشد
و غوطه‌ور در آب
برق مي‌زند
 
خواستم آن را در دلم دفن کنم
ولی دلم خانه‌ی عشق بود
درهاي خود را باز کرد
 
و آن را احاطه کرد با آواز از دیواری تا دیواری
دلم بر نوک انگشتانم مي‌رقصید
عشقم را در سرم دفن کردم
 
و مردم پرسیدند
چ

ادامه مطلب  

 

امشب یه اهنگ به وبلاگم اضافه کردم..
اسم اهنگش هست نامه ناتمام..
پیانوی اولشو دوس دارم و غم ویالون بعدش..
بهار حالش خوب نیست این روزا..
منم حالم خوب نیست وقتی که خوب نباشه..
جفتمون داریم نفسای اخرمون ميکشیم..
و جفتمون حرفای ناگفته زیادی بینمونه که فقط با نگاه کردن ازش رد ميشیم..
خواستم بگم شاید اخرین روزای عمرم باشه یا شایدم فاصله باشه تا روزای اخر عمرم..
اما ميخوام بدونی که اگه دست سرنوشت یه روز اوردتت اینجا اگه قیامت روزی دیدی اینجارو
بدون که تا

ادامه مطلب  

ژاندر  

 
فیلم آپارتمان رو تا آخر دیدم
نمي دونم اسم ژاندر این نوع فیلم، مي شه چی منتهی،
مي دونم که دقیقاً این ژاندر رو دوست دارم!
چقدر قشنگ بود
امير خان، رفیق،
من یک زمانی از  عمرم، دقییییییییییییقاً حماقت هاي این یارو رو انجام داده ام!
نه بحث آپارتمانم. 
نه.
اون صحنه ای هست که اشاره مي کنه به یک خانومي که جلوی کتابفروشی منتظر هست،
اونجا، بیننده فکر مي کنه که طرف با اون خانوم قرار داره منتهی، صبر که مي کنه،
اون خانومه منتظر کسی دیگه بوده است، و این، من

ادامه مطلب  

ژاندر  

 
فیلم آپارتمان رو تا آخر دیدم
نمي دونم اسم ژاندر این نوع فیلم، مي شه چی منتهی،
مي دونم که دقیقاً این ژاندر رو دوست دارم!
چقدر قشنگ بود
امير خان، رفیق،
من یک زمانی از  عمرم، دقییییییییییییقاً حماقت هاي این یارو رو انجام داده ام!
نه بحث آپارتمانم. 
نه.
اون صحنه ای هست که اشاره مي کنه به یک خانومي که جلوی کتابفروشی منتظر هست،
اونجا، بیننده فکر مي کنه که طرف با اون خانوم قرار داره منتهی، صبر که مي کنه،
اون خانومه منتظر کسی دیگه بوده است، و این، من

ادامه مطلب  

14  

ساعت 12شب بود و تو خیابون بودم.درحالی ک داشتم شیون و واویلا ميکردم و دو دستی ميزدم توی صورتم، از ته دلم خواستم از خدا ک خواب باشه. گفتم خدایا کاش چشمامو بیدار ميکردم و این فقط یه خواب بود؛ یهو چشمامو وا کردمو دیدم که فقط خواب بوده! حتی خوابشم انرژی زیادی ازم گرفت و حالم و بد کرد و روحیمو بهم ریخت. خدایا شکرت.چی ميتونم بگم جز اینکه شکرت.شکرت.شکرت. مرسی ک عزیزام کنارمن.مهربون ترینم مرسی.مرسی.مرسی. وقتی ک بیدار شدم بازم داشتم به پهنای صورتم اشک ميری

ادامه مطلب  

طعم گس این نوشیدنی کبد و صفرای شما را جلا می‌دهد  

باشگاه خبرنگاران/
گیاهی با طعم گس که حاوی مقادیر زیادی آنتی اکسیدان است و علاوه بر تقویت سیستم ایمنی بدن، کبد و کیسه صفرا را پاک‌سازی مي‌کند. عرق کاسنی از گل و ریشه گیاه کاسنی بدست مي‌آید و دارای خواص درمانی شگفت‌انگیزی است. گفتنی است، از این نوشیدنی دارویی یونانیان و مصریان باستان برای درمان بیماری‌ها و مشکلات کبدي و نیز تصفیه خون استفاده مي‌کردند و یکی از داروهاي اصلی برای درمان بیماری‌ها در آن زمان بوده است. از جمله خواص کاسنی ....
اد

ادامه مطلب  

برف ...  

برف بارید به این شهر کجایی بی منکاش سردت نشود دل نگرانم برگرد
"مهدی کمانگر"
-صرفا خواستم بگم از ساعت 5 داره برف ميباره -بخوابی بیدار بشی ببینی 7 و نیمه و به این فکر کنی چرا پدر گرامي بیدارم نکرده امروز و بعد بفهمي چون هنوز دیروزه ;) خدا نصیبتون کنه...-طبیعیش اینه که الان "هی گوله گوله گوله گوله هی چیکه چیکه چیکه چیکه بازم داره از آسمون برف ميباره..." گوش کنیم اما "خواهم که بر زلفت ، زلفت هردم کشم شانه ...خواهم که بر رویت ، رویت ، هردم زنم بوسه

ادامه مطلب  

آدما  

بعضی وقتها فقط یه تلنگر کوچیک کافیه تا منفجر شی،
تا از بالای یه بلندی پرت شی پایین،
تا اون ظاهر خوشحال و لبخند مسخرت از بین بره..!
بعضی وقت ها اونقدر حرف و درد داری
که نميدونی باید از کجا شروع کنی
و کی رو مقصر بدونی،خودت رو زندگی رو و یا....!!
دقیقأ همونجاست
که هرچیز کوچیکی رو بزرگ ميکنی
تا راحت تر گریه کنی،
تا خودت رو خالی کنی،
فحش بدی و داد بزنی...!
اما بالاخره یه جایی دیگه کم مياری،
خسته ميشی و زل ميزنی به یه گوشه،
دیگه بغض هم نميکنی،
کلی حرف دار

ادامه مطلب  

دل نوشت 36  

حرفایی که بهم زد دوباره حال و روزمُ داغون کرد،خدایا من از کل دنیات فقط یه نفرو خواستم ازت،انتظار زیادی بود؟؟اگه ميخواد بره چرا گذاشتی پا بذاره تو زندگیم؟؟چرا داری دیوونم ميکنی؟؟چطور اشکای منو تحمل ميکنی...
ميسوزم وقتی ميبینم اول صبح ميره اینستاشو چک ميکنه
ولی نمياد بپرسه حالت چطوره،نمياد بگه با حرفایی که دیشب زدم و داغونت کردم الان چطوری!!
مگه یه آدم چقد تحمل داره..اونم منی که اینقد کم تحملم..
بهم گفت اگه برم شاید دوسال دیگه واسه هميشه برگرد

ادامه مطلب  

روز هفتم  

بشر هیچ مکانی را آرام‌تر و آسوده‌تر از روح خودش نمي‌تواند پیدا کند
در زندگی گذشته هیچ وقت از خدا نميخواستم تا برای قطع مصرف نیکوتین یاری‌ام کند.مصرف نیکوتین خیلی عادی به نظرم مي‌رسید زیرا مي‌دیدم که بسیاری از مردم به راحتی نیکوتین مصرف مي‌کنند.قطع مصرف هم برایم راحت و عادی به نظر مي‌رسید زیرا عده‌ای را مي‌دیدم که به راحتی قطع مصرف کرده‌اند. زمانی رسید که دیگر نمي‌توانستم خطرات نیکوتین را انکار کنم. باور کردم که مریضی‌هاي ناشی از م

ادامه مطلب  

بله شیرین خانوم، این‌گونه بود*  

چند ساله بودم خدایا؟ چهار پنج سال؟ تب کرده بودم، در آتش تب مي‌سوختم. شب بود، از خواب پریده بودم و تمام تنم خیس عرق بود، مي‌لرزیدم و انگار گذاشته باشندم توی آتش. از خواب پریده بودم و مي‌دیدم پدرم نشسته است بالای سرم و دستمال خیسی را مي‌کشد روی صورتم، دست‌هايم، پاهايم. اشک مي‌ریختم، اشک که مي‌ریختم چشم‌هايم مي‌سوخت. خوب یادم هست دست دراز مي‌کردم طرف پدرم، صدایش مي‌زدم، ميخواستم تمام شود و آن تنور لعنتی خاموش شود، اما خاموش نمي‌شد. تما

ادامه مطلب  

جبران..  

فیلم king creole:
 
شاید روزی بخاطر یه اتفاق، بازم همدیگه رو دیدیم!
 
- ميشه بگی اون اتفاق کجا ممکنه بیفته؟
 
تا من، حتماً اونجا باشم!.
 
+روز وکیل مبارک...
هیچ وقت اینجا نميای ولی خب خواستم اینجا یادداشت‌ کنم و ثبت بشه.که به یادت بودم.:)
چه ميدونم شاید....
 
+(فایل دوم).آهنگ یه روز بری سفر فرهاد اصلانی رو دوست دارم.

ادامه مطلب  

 

سلام علیکم
خواستم بگم ....یە چند روز نیستم برادرم کە پارانویید دارە،از دانشگاە برميگردە.
دیگە منم نميتونم نە بیام وبلاگ نە چک ميل کنم.....هرچند فقط گوگل واسم ایميل ميدە...ولی آدمە و کارهاي بیخودش..انتظار اگە نباشە ميميرە....فقط ميتونە دلش رو بە انتظار خوش کنە و بگە یە روز مياد....
امروز وبلاگش رو بروز کرد ولی پست من رو نذاشتە بود.نميدونم شاید ناراحتە ازدستم...آخە یە شکری خوردم ....
چی بگم؟
چی دارم بگم؟
زندگی من مرگ تدریجی یک رویا بود...
یکی بە اسم قاف یە

ادامه مطلب  

 

برخى به بازى معتادند اما فقط با خودشان بازى مى كنند، اینها دائم در حالِ خودارضائى اند حتى وقتى با تو مى خوابند، همه شان هم آن وقت مهم چشمهاشان را مى بندند حتى اگر سكسى ترین باشى و مدام توى گوش ات بگویند عاشقتم!
داشتى حالش را مى بردى، ببخش اگر سیلىِ محكمى خواباندم توى صورت نازت، مى خواستم مرا وقتى كه واقعن دیدنى هستم ببینى، نترس! من بازپرس نیستم عزیزم! فقط دارم كمك مى كنم دروغ نگویى، براى كسى كه عادت كرده عمرى دروغ بگوید راست گفتن آسان نیست، كا

ادامه مطلب  

 

برخى به بازى معتادند اما فقط با خودشان بازى مى كنند، اینها دائم در حالِ خودارضائى اند حتى وقتى با تو مى خوابند، همه شان هم آن وقت مهم چشمهاشان را مى بندند حتى اگر سكسى ترین باشى و مدام توى گوش ات بگویند عاشقتم!
داشتى حالش را مى بردى، ببخش اگر سیلىِ محكمى خواباندم توى صورت نازت، مى خواستم مرا وقتى كه واقعن دیدنى هستم ببینى، نترس! من بازپرس نیستم عزیزم! فقط دارم كمك مى كنم دروغ نگویى، براى كسى كه عادت كرده عمرى دروغ بگوید راست گفتن آسان نیست، كا

ادامه مطلب  

طاقت نداری ببینی. ..میدونم ! این همه طاقتُ صبوری از من!  

صد دفه از خواب بیدار شدمو همش کابوس ميدیدم.  . 
خدا خودت بخیر کن.  . 
خودت مواظب ِ خانوادم ُ داداشیم باش.  . خودت مواظب ِ من باش  . . 
اللّه ِ عزیزم.  . . 
 
 
+ طاقت نداری ببینی ميدونم.  ..این همه طاقتُ صبوری از من!  / صبوری ؛ چاوشی  . .
 
* صد دفه خواستم بنویسم برای ِ مامانش ، نسیم خیلی دختر ِ محکمیه.  .  خیلی هم به شما وابسته س.  . اصلاً نگران نباشین هر چی باشه اولین محرمش شما هستین.  . اما دوباره پاکش کردم.  .. گفتم که چرا

ادامه مطلب  

خیال بس است و خواب حرام ( مریم )  

دستانت روی گردنم داشت فشار مي آورد
مي خواستم بگویم دارم خفه مي شوم
اما هوا نبود
حلقه ی انگشتانت دور گردنم هرلحظه سخت تر ریشه مي انداخت
و آرواره هاي من هر لحظه خشک تر مي شد .
دستانم مثل پیچیکی ظریف دور ریشه هاي زمخت انگشتانت پیچ مي خورد
تنم تاب مي خورد
و تو بی هیچ رحمي کار خودت را مي کردی
صورتت را نمي دیدم اما خشمت را مي فهميدم
آخرین تلاشم برای حیات سبب شد چشم باز کنم
بیدار شدن لذتی داشت وصف ناپذیر
نور ماه درست روی صورتم بود
تنها چیزی که روی گ

ادامه مطلب  

طعم گس این نوشیدنی کبد و صفرای شما را جلا می‌دهد  

 


 
  عرق کاسنی از گل و ریشه گیاه کاسنی بدست مي‌آید و دارای خواص درمانی شگفت‌انگیزی است. 
 گفتنی است، از این نوشیدنی دارویی یونانیان و مصریان باستان برای درمان بیماری‌ها و مشکلات کبدي و نیز تصفیه خون استفاده مي‌کردند و یکی از داروهاي اصلی برای درمان بیماری‌ها در آن زمان بوده است. 
 

ادامه مطلب  

آهنگ جدیدم به اسم لحضه ها  

 
سلام یه خوا هش دارم ازت روشن کن تکلیف منواین وسط نمدونم چرا ولی دارم ميميرم ازدوری و عذاب ميکشم بدجوراز آغاز نبودت وابسته ترشدم هر روز خواستم برگردم از راهت اما مگه بیراهه ميذار جدایت شده سهم و حقم این نبود اصلن هنوز بهت وصلم
لحظه ها همش انتظار لحظه هام پر از صبوری لحظه هام پر از سیاهیه لحظه هام پر از غمه دوریهلحظه پر از نبودنت لحظه هام پر از دل هور لحظه ام پر از دلخوری
به منه صبور ساکتخواستی نشون بدی محبت وعلاقت از اینکهه یدفه رفتی شدم بی ط

ادامه مطلب  

آهنگ جدیدم به اسم لحضه ها  

 
سلام یه خوا هش دارم ازت روشن کن تکلیف منواین وسط نمدونم چرا ولی دارم ميميرم ازدوری و عذاب ميکشم بدجوراز آغاز نبودت وابسته ترشدم هر روز خواستم برگردم از راهت اما مگه بیراهه ميذار جدایت شده سهم و حقم این نبود اصلن هنوز بهت وصلم
لحظه ها همش انتظار لحظه هام پر از صبوری لحظه هام پر از سیاهیه لحظه هام پر از غمه دوریهلحظه پر از نبودنت لحظه هام پر از دل هور لحظه ام پر از دلخوری
به منه صبور ساکتخواستی نشون بدی محبت وعلاقت از اینکهه یدفه رفتی شدم بی ط

ادامه مطلب  

وبلاگ..  

قبلنا به این فکر کرده بودم ک یه روزی آدرس این وبلاگ رو بدم به بانو... یه بار روز تولدش ميخواستم این کار و بکنم بعد فکر کردم شاید زود باشه... دیشب قبل از اینکه از هم جدا بشیم یه‌جا نشسته بودیم کنار خیابون ولیعصر بارون هم ميومد، تقریبا بغلش کرده بودم و با هم حرف ميزدیم... با به لای حرف هاش گفت هیچوقت از پیش‌م نری‌ها! چرا آخه باید پیش خودش اینجور فکری بکنه؟!؟ اینجا بود که تصميم گرفتم آدرس وبلاگ و بهش بدم خودش بیاد اینا رو بخونه ببینه چقدر دوسش دارم

ادامه مطلب  

 

دیروز رفتم دانشگاه 
تا رسیدم شد ساعت ۱۱بالاخره خاتنم دکتر پروپوزال مو گرفت اما بخاطر تاخیرش گلایه کرد
بعدم گفت شماهايی که با من پایان نامه دارین نور چشمي هاي من هستید
خیلی دوستش دارم
واقعا در حق من لطف کردند
بعد از تحویل پروپوزال رفتم سلف غذامو خوردم بعدم رفتم سوغاتیب خریدم و برگشتم شهرمون
شب هم تولد دعوت بودیم رفتیم تولد.....
یه مهمونی که بیشتر اقوام بودن
تولد پدر و دختر 
تویک روز بود  
اونام مهمونی گرفنن
ولی دور همي خوبی بود
اول شام خوردیم

ادامه مطلب  

 

دیروز رفتم دانشگاه 
تا رسیدم شد ساعت ۱۱بالاخره خاتنم دکتر پروپوزال مو گرفت اما بخاطر تاخیرش گلایه کرد
بعدم گفت شماهايی که با من پایان نامه دارین نور چشمي هاي من هستید
خیلی دوستش دارم
واقعا در حق من لطف کردند
بعد از تحویل پروپوزال رفتم سلف غذامو خوردم بعدم رفتم سوغاتیب خریدم و برگشتم شهرمون
شب هم تولد دعوت بودیم رفتیم تولد.....
یه مهمونی که بیشتر اقوام بودن
تولد پدر و دختر 
تویک روز بود  
اونام مهمونی گرفنن
ولی دور همي خوبی بود
اول شام خوردیم

ادامه مطلب  

خانه جديد  

امشب به خانه جدیدم آمدم. حس قشنگى است. راست ميگن كه هیچ جا خونه خود آدم نميشه. هنوز وسایل كاملا مرتب نیست و چند روز دیگر درگیر مرتب كردن لوازم خواهیم بود ولى ساكن شده ام و حس زیباى بودن در خانه خود را به وضوح احساس ميكنم. در تمام این مدت برادرم زحمت اصلى انتقال و خرید وسایل را كشیده و الان هم داره پكیج رو هوا گیرى ميكنه. همينكه توى خونه خودم هستم، خوشحالم.
حدود سه ماه از وقتیكه خواستم تغییرى در مسیر زندگیم بدم ميگذره و امروز هم شروعى دوباره براى

ادامه مطلب  

ترم جدید  

دکور خونه با مامان عوض ميکنیم
یهو مامان ميگه کاش بعد از ازدواجتم پیشم باشی خیلی بهت وابسته شدم 
امروز صبح که اقای جوهرچی مرحوم شد خیلی ناراحت شدم 
بیشتر برای بچه هاش 
کلا خیلی سخته اما بقول ميم جان همه رفتنیم دیگه 
امروز خیلی جدی باهم حرف زدیم 
بهش گفتم قبل سفرم خواستم برای هميشه ازپیشت برم 
یهو گفت خداروشکر نیومدم و هنوزم هستی 
سهم من از بقیه بیشتره و دیگه صاحب داری 
اینارو مينویسم وقتی دلم تنگ ميشه براش یادم بیفته 
یکشنبه که باهم بیرون ب

ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1  2  3  4  5  > 
تبلیغات
ورود به کانال تلگرام