تمامي مطالب موجود در اين سامانه از وب سايت هاي ديگر و بدون دخالت انساني جمع آوري شده , لذا تمام مسئوليت آنها بر عهده وب سايت منبع ميباشد. مطالب مغاير با قوانين جمهوري اسلامي ايران را از طريق بخش تماس با ما به ما اعلام کنيد.


تازه ترین مطالب
تبلیغات


کویر  

ديدي چقدر ساده به یه خواسته ی کوچیک هم نمیرسیم حتی؟ ديدي هرچقدر گفتی کویر محمد معتمدی گوش کائنات به تو بدهکار نبود؟ ديدي دستتو نگرفتن ببرن تا کنسرت کویر محمدمعتمدی؟ ديدي همه زندگی کویره؟ ديدي اون چندسال پیش هم که قرآن رو باز کردی خدا گفت کویر تشنه ای .. ؟ ديدي شاخه ی شاتوت دلخونت کویر شده؟ ديدي همه چی چقد زود و راحت تموم میشه؟ ديدي معلوم نیست کی آخرین باره؟ ديدي اسفند شومه؟ ديدي همون اول بهار گفتم یک هزاروسیصد و در به دری؟ ديدي کویر منم؟

ادامه مطلب  

کویر  

ديدي چقدر ساده به یه خواسته ی کوچیک هم نمیرسیم حتی؟ ديدي هرچقدر گفتی کویر محمد معتمدی گوش کائنات به تو بدهکار نبود؟ ديدي دستتو نگرفتن ببرن تا کنسرت کویر محمدمعتمدی؟ ديدي همه زندگی کویره؟ ديدي اون چندسال پیش هم که قرآن رو باز کردی خدا گفت کویر تشنه ای .. ؟ ديدي شاخه ی شاتوت دلخونت کویر شده؟ ديدي همه چی چقد زود و راحت تموم میشه؟ ديدي معلوم نیست کی آخرین باره؟ ديدي اسفند شومه؟ ديدي همون اول بهار گفتم یک هزاروسیصد و در به دری؟ ديدي کویر منم؟

ادامه مطلب  

٠١:٥٤  

ديدي توی خواب میخوای داد بزنی نمیشه ، همه ی توانتو جمع می كنی اما هیچ صدایی ازت بیرون نمیاد ، این فقط توی خواب نیست ، یه سری حرفا رو تو واقعیت دقیقا همین شكلی نمی تونی بزنی ، فقط فرقش اینه از واقعیت نمیشه پرید و گفت خدا رو شكر خواب بود..
 

ادامه مطلب  

جهت خالی نبودن عریضه!  

+ اونای که یکم آشناترن می دونن یکی از چیزای که منو می ترسونه شخم خوردن یهویی اینجاست،  یه بنده خدا یا بنده های خدایی میرسن اینجا هنوز خستگی در نکردن بیل و کلنگ رو بر می دارنو دِ بکن، فی النفسه با دِ بکن این عزیزان هیچ مشکلی ندارم، از اینکه احیانا سجل براشون جذاب بوده هم مرسی هستم فقط جریان اینه که می ترسم خودی نباشن، یعنی از در و همسایه و دوستان و آشنایان باشن! حالا اگه بیان بگن که از درو همسایه و دوستو  آشنا نیستن من خیلی مرسی تر هم میشم!
+ امرو

ادامه مطلب  

میدونستم؛یروز میری و تنهام میگذاری  

 
اون روزای سخت که تصمیم گرفتم پیشت بمونممیدونستم که یروزی تنهام میگذاریبهتم گفته بودم اگه یادت باشهاینکه حتمالا یروز ببینمت که با یکی دیگه قدم میزنی و ...منو دعوا کردی گفتی این حرفا چیه دیوونه...حالا ديدي درست گفته بودم؟
ديدي سر حرفت نموندی :(

ادامه مطلب  

میدونستم؛یروز میری و تنهام میگذاری  

 
اون روزای سخت که تصمیم گرفتم پیشت بمونممیدونستم که یروزی تنهام میگذاریبهتم گفته بودم اگه یادت باشهاینکه حتمالا یروز ببینمت که با یکی دیگه قدم میزنی و ...منو دعوا کردی گفتی این حرفا چیه دیوونه...حالا ديدي درست گفته بودم؟
ديدي سر حرفت نموندی :(

ادامه مطلب  

 

مکان نداره حس تو از یاد این خونه برهدردی که با عشق اومده با مرگ میتونه برهدنیامو دادم دست تو از هر طرف بن بست شهجداً کجا ديدي کسی با قاتلش همدست شه؟جداً کجا ديدي کسی با قاتلش همدست شه؟تب میکنم از فکر تو تا با خودم همدرد شمصدتا زمستونم بیاد امکان نداره سرد شمشاید تمامِ عمرمو درگیر ویرونی کنیاما بدون با عشق من کاری نمیتونی کنیهرروز راهی میشی و باور ندارم رفتنوتنهاتر از اونم که از رفتن بترسونی منوجز زخم هایی که زدی چیزی برام مرحم نشدهر کار کرد

ادامه مطلب  

 

به دنبال من بیا
بیاتاباتوبگویم برای باتوبودن ازکجاهای ناکجاآبادها سرک میکشم!
بیاتوهم ازراز من ودلکم باخبرباش
ازبس که دلم هرزه گردی میکندشبانگاهان درخیالت...
توهم حوصله ات سرمیرود!!!
کاش افسارش رابه دست گرفته بودم تاسرکشی نکند!
راستی تو هم اگر دلم را حوالی خیالت ديدي
بگو حیاکند..................

ادامه مطلب  

 

تو ای شمع بزم کسان همآواز بوالهوسان 
قصه مگو تو دگر ز وفا 
شکستی چون بال مرا نپرسیدی حال مرا 
وه که چه غافلی از دل ما 
مجنون ز ولای دلم گردون ز رضای دلم
دریا ز صفای دلم قمری ز نوای دلم حیران شده اند 
چشمم ز وفای دلم گرید ز برای دلم 
جمعی ز حکایت دل هر شب به قفای دلم گریان شده اند 
گفتم دستم گیری ز وفا 
هر گه ديدي افتاده ام از پا 
تا افتادم در راه غمت گشتم ای مه پامال تمنا 
کی غم داری 
تو که فارغ از غم من همه شب خفتی
کی از یاری 
به تسلای دل من سخنی گف

ادامه مطلب  

صبر............  

صبر کن عشق تو تفسیر شود بعد برو
یا دل از ماندن تو سیر شود بعد برو
خواب ديدي که دل دست به دامان تو شد
تو بمان خواب تو تعبیر شود بعد برو
لحظه ای باد تو را خواند که با او بروی
و بمان تا به یقین دیر شود بعد برو
صبر کن عشق زمینگیر شود بعد برو
یا دل از دیدن تو سیر شود بعد برو
تو اگر کوچ کنی بغض خدا میشکند
صبر کن گریه به زنجیر شود بعد برو

ادامه مطلب  

«یاد باد»  

 

یاد باد آن که سر کوی توام منزل بود

دیده را روشنی از خاک درت حاصل بود


راست چون سوسن و گل از اثر صحبت پاک

بر زبان بود مرا آن چه تو را در دل بود


دل چو از پیر خرد نقل معانی می‌کرد

عشق می‌گفت به شرح آن چه بر او مشکل بود


آه از آن جور و تطاول که در این دامگه است

آه از آن سوز و نیازی که در آن محفل بود


در دلم بود که بی دوست نباشم هرگز

چه توان کرد که سعی من و دل باطل بود


دوش بر یاد حریفان به خرابات شدم

خم می دیدم خون در دل و پا در گل بود


بس بگشتم که بپ

ادامه مطلب  

هر تختی جای کردن و دادن نیست عزیزم !  

این که دوستش و دوست دخترش میرن یهو تو اتاق ، رو تختی که جای ماس 3.ک.س میکنن ، میتونه از غیر قابل تحمل ترین بی فرهنگیای دنیا باشه !!! :)
خوشم نمیاد رو تختی بخوابم که هر کسی روش خاطره داره و تقلا و ارضا شدن nنفرو رو خودش دیده !
اصلا کی به این ایرانیا گفته ، هر جا تخت ديدي برو تلپ شو روش !
حتی واسه دراز کشیدن معمولی هم باید از طرف اجازه بگیری !!!
نه اینکه پا شی بری تو اتاق درم ببندی و کارتو انجام بدی تازه طرف در میزنه ام نیای بیرون :) 
بابا خیلی بی شعوریم ماه

ادامه مطلب  

سیاهی شب  

ویژگی شب سیاه تموم نشدنشه. حالا هی شما بیا بگو پایان شب سیه سپید است و فلان. مگه ديدي؟؟
 
پ.ن: اومده با استرس میگه فکر کنم دیوونه شدم، با خودم حرف میزنم. چه زندگی خوبی داره که حرف زدن با خودش میشه نشونه دیوانگی. ما چی بگیم که از فشار تنهایی اونقدر با خودمون حرف زدیم که تبدیل شد به شخصیت سازی و خاطره بازی.
 
رنج ناجوری رو دارم تحمل میکنم.

ادامه مطلب  

سخنی با سهراب  

سهراب گفتی:
" زیرباران باید رفت... چشمها را باید شست... جور دیگر باید دید "چشمها راشستم ،باز هم دیده همان
جور دیگر نگرم.باز هم جمله همانجز دو رنگی و دروغجز غم و غصه و تلخی
  هیچ بر دیده من سایه نیفکند هرگزپس چه شد آن همه توصیف قشنگت سهراب.دورهء تلخ فریبدورهء رنگ سیاه است سهراب.دورهء این همه نامردی هاست.تو اگر می بودی ؛دوره را می ديديباز هم گفته تو باران بود
تو بگو امروزی
عشق را دیروزی
به چه سان باید یافت
به چه سان باید خواند
وصف زیبایی عشق خود را
چ

ادامه مطلب  

 

امشب یه اهنگ به وبلاگم اضافه کردم..
اسم اهنگش هست نامه ناتمام..
پیانوی اولشو دوس دارم و غم ویالون بعدش..
بهار حالش خوب نیست این روزا..
منم حالم خوب نیست وقتی که خوب نباشه..
جفتمون داریم نفسای اخرمون میکشیم..
و جفتمون حرفای ناگفته زیادی بینمونه که فقط با نگاه کردن ازش رد میشیم..
خواستم بگم شاید اخرین روزای عمرم باشه یا شایدم فاصله باشه تا روزای اخر عمرم..
اما میخوام بدونی که اگه دست سرنوشت یه روز اوردتت اینجا اگه قیامت روزی ديدي اینجارو
بدون که تا

ادامه مطلب  

 

ن دیگه نباس بمونم این رفاقت دیگه رفاقت نیس ...همش اذیت شد ..خودمم خستم 
پ میرم تنها بودنم خیلی خوبه ...اینجوری روو مخ کسی نیستم...اگه کسی بفهمه 
شبا ب چی فکر میکنم و خابم نمیبره وحشت میکنه ازم ...خدا داری میبینی منو 
نزار اونجوری شم خدا...ديدي ک جقد....من میگم اینقد اذیت میکنم پ چرا جوونمو نمیگیری
 

ادامه مطلب  

تکست اهنگ خدا کجایی از عرفان فانی  

خدا کجایی
 
ورس اول:
چطوری رفیق ،هنوزم سرپایی ، بعد بیست سال زندگی هنوزم تنهاییتو خیابونا داری میریو سر پایین ، یا دنبال یه کفشی واسه حمالی ,هنوزم الافی ،هنوزم‌ کم داری ، من میفهمم که چجوری پس دادی میدونم روزو شباتو از کف میدی ، تو این جهنم سیاه داری درس پس میدی، خدایه خوبا که هیچ ،خدایه مارم ديدي ؟؟ نبین اگه ببینی بدتر میشیالان کجایی ،کجاها کز کردی ، تو فکر اینی چجوری برگردی
ولی جواب نمیده باید پرپر شی ، تا حرف بزنی رو سرته شمشیر
میدونم چند ش

ادامه مطلب  

تکست اهنگ خدا کجایی از عرفان فانی  

خدا کجایی
 
ورس اول:
چطوری رفیق ،هنوزم سرپایی ، بعد بیست سال زندگی هنوزم تنهاییتو خیابونا داری میریو سر پایین ، یا دنبال یه کفشی واسه حمالی ,هنوزم الافی ،هنوزم‌ کم داری ، من میفهمم که چجوری پس دادی میدونم روزو شباتو از کف میدی ، تو این جهنم سیاه داری درس پس میدی، خدایه خوبا که هیچ ،خدایه مارم ديدي ؟؟ نبین اگه ببینی بدتر میشیالان کجایی ،کجاها کز کردی ، تو فکر اینی چجوری برگردی
ولی جواب نمیده باید پرپر شی ، تا حرف بزنی رو سرته شمشیر
میدونم چند ش

ادامه مطلب  

 

مگه می‌شه به چشمات فکر کنم و عاشق نمونم...
چه ساده دل کندی...
روزی چشمهام رو به یاد میاری... هر چند همه چی رو پاک کردی و سپردی به باد...
یه روزی کلمه‌ها رو به یاد میاری... هر چند بهشون فکر نمی‌کنی...
حس می‌کنم وقت‌هایی که بهم فکر میکنی...
رهام کردی تو این دنیای سرد... بی‌رحمانه...در حالی که می‌ديدي همه دنیای این آدمی... همه فکر و ذکرش... تو همه موقعیت‌ها باهات بود... وقت‌هایی که به شدیدترین شکل ناراحت بودی... وقتایی که خوشحال بودی... می‌دونستی این آدم تو

ادامه مطلب  

علایم ظهور  

انواع علایم ظهور
 
علائم ظهور منجی عالم بشریت حضرت مهدی ـ علیه السلام ـ به سه دسته تقسیم می شوندکه عبارتند از:
دسته اول: علائمی كه مخصوص به خود آن حضرت هستند. كه هر وقت، بر خود حضرت ظاهر شوند حضرت متوجه قیام خود شده و ظهور می فرمایند، مثل بیرون آمدن شمشیر حضرت از غلاف باز شدن پرچم و علائم دیگر.
دسته دوم: علائم غیر حتمی، هستند كه نشان از نزدیكی ظهور حضرت بوده و رخ دادن آنها حتمی نیست یعنی این احتمال وجود دارد كه ظهور بدون این علائم تحقق یابد و در

ادامه مطلب  

داری میری آرام جانم؟؟؟!!!  

اگه دیگه دلت کسیو نخواست رابطتو تمومش کن دیگه نه خودتو عذاب بده نه اونو دنبال خودت بکش تمومش کن خیلی راحته یه جای ساکت و خلوت روبروش بشین تو چشماش نگاه کن بهش بگو خیلی دوستش داشتی ولی الان دیگه نمیتونی پیشش باشی اگه گریه کرد تو هم گریه کن دوتایی مراسم ختم بگیرید واسه حستون . ديدي چقد راحت بود ولی بلاتکلیفش نذار اگه میخوای تموم کنی ، اگه میخوای بری زود برودیگه بهونه نیار ادای قهرمانای قصه رو هم در نیار که به زور باهاش بمونی ...رفتنی شدی بروو

ادامه مطلب  

رحیم معینی کرمانشاهی : خانمانـسوز بود آتـــــش آهـــــی گاهـــــی  

رحیم معینی کرمانشاهی :
خانمانـسوز بود آتـــــش آهـــــی گاهـــــی         
ناله ای میشکند پشت سپاهی گاهی
 
گر مقـدّر بشود سـلک ســــلاطــین پویـــد         
سالک بی خــــبر خفـته براهــی گاهی
 
قصه یوسف و آن قوم چه خوش پنـدی بود         
به عزیزی رسد افتـــاده به چاهی گاهی
 
هستی ام سوختی از یک نظر ای اختر عشق   
آتـــش افروز شود برق نگــــاهی گاهی
 
روشنی بخش از آنم که بسوزم چون شمع        
رو سپیدی بود از بخت سیاهی گاهی
 
عجبی نیـست ا

ادامه مطلب  

وقتی بر میگردی که دیگه دیره  

به نظرم مهم نیست چقدر دوستش داشته باشیو چه کارایی بکنی برای بودنش و موندنش...مهم اینه اون این دوست داشتنو و این تلاشارو بخواد ببینه یا نه...اگه بخواد ببینه که هیچی،ولی اگه نخواد تو از عشقش به کوه و بیابونم بزنی عین خیالش نیست،یعنی تو،تو دنیاش جایی نداری که کارات مهم باشه براش...خوبیش اینه که یه وقتی برمیگرده به پشت سرش نگاه میکنه و میگه ديدي؟؟؟فلانی واقعا دوستم داشتا،از اون به بعد خودشو میزنه به آب و آتیش که همه چی بشه مثل قبلا...بدیش اینه که،ی

ادامه مطلب  

کشف شده  

ديدي گفتم ،
گفتم اگه یه دقیقه به من فکر کنید یعنی من پنج دقیقه به شما فکر میکنم ؟!
دقیقا همون یکشنبه که تو دلم اون فاله رو تضمینش دادم به خودش,...
دقیقا همون یکشنبه ، فیلم سره و طوطی رو برام فرستاد.
دقیقا زمانی که من یک دقیقه بهش فکر کردم. حدودا پنج دقیقه به من فکر کرده بود.
و این یعنی علاوه بر اینکه من دوست دارم کشف کنم ، تو هم این اجازه رو دادی.
و این روزا هم همینجوره ....
فقط منتظرم توی خیابون و دانشگاه و بیابون و.... ببینمت. باور کن ته قلبم میگه خیلی

ادامه مطلب  

کشف شده  

ديدي گفتم ،
گفتم اگه یه دقیقه به من فکر کنید یعنی من پنج دقیقه به شما فکر میکنم ؟!
دقیقا همون یکشنبه که تو دلم اون فاله رو تضمینش دادم به خودش,...
دقیقا همون یکشنبه ، فیلم سره و طوطی رو برام فرستاد.
دقیقا زمانی که من یک دقیقه بهش فکر کردم. حدودا پنج دقیقه به من فکر کرده بود.
و این یعنی علاوه بر اینکه من دوست دارم کشف کنم ، تو هم این اجازه رو دادی.
و این روزا هم همینجوره ....
فقط منتظرم توی خیابون و دانشگاه و بیابون و.... ببینمت. باور کن ته قلبم میگه خیلی

ادامه مطلب  

دنیای خیام  

                                                         دنیای خیام
 گر می نخوری ،طعمه مزن مستـــان را              بنیـاد مکن تــــــو حیلــــه و دستــــــــان را
تـو غـره بـدان مشو کـه می می نخـوری              صد لقمه خوری کـــه می غلام است آن را
 
این کوزه چو من عاشق زاری بوده است              در بند سر زلف نگـــــــاری بــــودست
این دستـــه کــه بــر گــــردن او می بینی               دستی است که بر گردن یاری بودست      
 
ا

ادامه مطلب  

نخ های بافتنی  

پروسه نخ دادن و نخ گرفتن یک مقوله پیچیده است. اینکه چطوری بفهمانید به کسی که از او خوشتان آمده و فرد چطور رفتارهای شما را آنالیز کند تا متوجه این موضوع شود . توی مقوله متوجه شدن و نخ گرفتن افراد متفاوت اند. بعضی از افراد هستن که نخ خیاطی طرف را هم میگیرند و بعضی ها طناب بوکسل کردن کامیون را هم بندازی جلو دستشان شیر فهم نمی شوند. 
سر بحث من با کسانی است که نخ تولید نشده را هم میگیرند که در این متن آنها را "نخولیا" می نامم! یعنی طرف پس کله اش میخارد،

ادامه مطلب  

ادم برفی  

ادم برفی ادم برفی ادم برفیمیدونم تو پر دردی پر حرفییه شبی توی سیاهی زیر نور تکه ماهی تورو ساختن واسه بازی واسه یه خیال واهیهمه رفتن موندی تنهاتوی تاریکی و سرمامیون اونهمه غمهانداشتی هیچ تکیه گاهیمیدونم اون شب یلدامیگفتی کاش بشه فرداهمه ی غمها و درداتموم شه بایه نگاهیتوی این فکر و خیالاسرتو کردی تو بالاديدي تنها نیستی حالارو تو تابید نور ماهیروی اون لبهای سنگینشست یه لبخند رنگیاخ چه صحنه ی قشنگیپیدا کردی یه پناهی
 
                     بقی

ادامه مطلب  

در حرم  

.من مست‌ترین آیهٔ انکار شرابماما چه کنم، بی تو زمانی ست خرابم.معمولی‌ام. فقط نمی‌دانم چرا می‌سوزم. معمولی‌ام. فقط نمی‌دانم چرا دود می‌شوم. شاید این حرم با دیگر مکان‌ها فرق کند. شاید هم من این روزها آنقدر معمولی‌ام که.من مست‌ترین آیهٔ انکار شرابماما چه کنم، بی تو زمانی ست خرابم.خدایا! این حرم چه دارد؟ من صحرای حاجاتم. لیک به اینجا که می‌رسم دریای ثروت می‌شوم. من تشنهٔ معنایم. روزهایم در خیال می‌گذرد. خیال سادهٔ یک سلام. سلامی ساده به صاح

ادامه مطلب  

در حرم  

.من مست‌ترین آیهٔ انکار شرابماما چه کنم، بی تو زمانی ست خرابم.معمولی‌ام. فقط نمی‌دانم چرا می‌سوزم. معمولی‌ام. فقط نمی‌دانم چرا دود می‌شوم. شاید این حرم با دیگر مکان‌ها فرق کند. شاید هم من این روزها آنقدر معمولی‌ام که.من مست‌ترین آیهٔ انکار شرابماما چه کنم، بی تو زمانی ست خرابم.خدایا! این حرم چه دارد؟ من صحرای حاجاتم. لیک به اینجا که می‌رسم دریای ثروت می‌شوم. من تشنهٔ معنایم. روزهایم در خیال می‌گذرد. خیال سادهٔ یک سلام. سلامی ساده به صاح

ادامه مطلب  

آمد بهار جانها........  

آمد بهار جان‌ها ای شاخ تر به رقص آ

چون یوسف اندرآمد مصر و شکر به رقص آ


ای شاه عشق پرور مانند شیر مادر

ای شیرجوش دررو جان پدر به رقص آ


چوگان زلف ديدي چون گوی دررسیدی

از پا و سر بریدی بی‌پا و سر به رقص آ


تیغی به دست خونی آمد مرا که چونی

گفتم بیا که خیر است گفتا نه شر به رقص آ


از عشق تاجداران در چرخ او چو باران

آن جا قبا چه باشد ای خوش کمر به رقص آ


ای مست هست گشته بر تو فنا نبشته

رقعه فنا رسیده بهر سفر به رقص آ


در دست جام باده آمد بتم پیاده

گر

ادامه مطلب  

من ٍ بیچاره  

هیچوقت هیشکی نمیفهمه من چه مرگمه 
همه توو ذهنشون‌‌ یه دختر بی عار و بیخیال تصور میکنن 
چون همیشه حالم خوب بوده
چون همیشه سعی کردم بخندم حتی توو اوج غصه ها و‌فشار ها
چون هیچوقت دلم نیومده جان هامو ناراحت کنم 
همیشه ریختم توو دلم ، قایمشون کردم ، صدامو در نیاوردم
به آدما که رسیدم بجا گلایه و زار زدن خندیدم آروم بودم
اما همیشه توو چشم همه من دخترک‌ بی عار بودم و هستم
و هیشکی نمیدونه این چقد منو آزارم میده .... 
تو هم امشب مثل همه فکر کردی ، با هم

ادامه مطلب  

Goodbye nice dreams! Life isn't fair anyway  

می خوام ی مدت آرزوهامو ببوسم بزارم تو ی صندوقچه,دور از جلو چشمام 
ی مدت ریلکس,بی خیال,تو لو ترین و بی خیال ترین مود برم جلو....  قرار نیس باهام را بیاد چیزی, پس بزار هرچی میشه بشه 
دلم میخواد این احساسای کوفتیو بنویسم, بنویس و خالی بشم,نروس و عصبی میشم وقتی جمع میشه اینا تو ذهنم, لااقل بیام اینجا و ی تخلیه روحی انجام بدم 
فعلن هیچ چی مطابق میلم نیس,ولی میدونم اینا طوفان قبل از سحر ه,میدونم روزای عالی عالی پیش رو دارم,میدونم اتفاقای خوب قرار بیفته

ادامه مطلب  

عادل دانتیسم  

رفت؛ نماند؛ نبود؛ ندیدرفت که رفتنماند که نماندنبود که نبودندید که ندیدخودت را در آینه نگاه کن !مرور کن هرروز رامرور کن از خود گذشتن هایت رامرور کن باورهایِ زیرِ پا لِه شده ات رامرور کن که چندین بار برایِ خندیدنش با بغض خنديديمرور کن چندین بار راهی را رفتی که همیشه ترس و واهمه از آن داشتیمرور کن چندین خطِ قرمزِ خودت را برایِ او سبز کردی ديدي ؟تو همه کار کرده ای !تو عاشق بوده ای !سرت را بالا بگیراشک هایت را پاک کنلبخند بزندر این دنیا بی شک یک نف

ادامه مطلب  

متن و تکست اهنگ ولگرد، عرفان فانی  

ورس یک:
بزرگ شدی حاجی خدا بده برکت ها !خیلی بهت حال داد شدی یه ولگرد داش
بلند شو صبح شده داشی دیگه برپاخدارو شکر کن توی خیابونی صد بار
سر نون خشک اره باو اینجا دعواسصدامم در بیاد میزنتم سرکار
به کی بگم ها نخواستم این برجامجون مادرت بیا یکم منو دریاب
یه پیرن میخرم میپوشمش اره ده سالدستام پینه بسته تاوَل زده چند جاش
بچم گُشنس تا کی بهش بگم فرداتا کی واسه یه لقمه نون بزنم من درجا
هرچی ام‌ میگم میبندی حاجی به چند جاتبه حالم میخندی میبینی من شدم سر

ادامه مطلب  

پیر ما  

وسوسه­ ی نوشتن اون هم بعد از چند وقت دوری،اوایل هفته ای که گذشت با خوندن داستان "در دام مانده مرغی" و خلوت کردن با سکوت جاری بین اکبر،بلقیس و برادر کوچکتر سراغم رو گوفته بود و دیشب بعد از تمام شدن یک دورهمی خانوادگی،وقت بیرون اومدن از خونه ی عزیز همراه مادر و پروانه فکر می کردم که باید از کشش بی انتها و ناتمامی بنویسم که تمام این سالها بین ما رشد کرد و بیشتر و بیشتر شد و هر روز جون گرفت.آدمهای برزگ و کوچکی که خونه­ی عزیز برای اونها پناهگاهی شده

ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1 
ورود به کانال تلگرام