تمامي مطالب موجود در اين سامانه از وب سايت هاي ديگر و بدون دخالت انساني جمع آوري شده , لذا تمام مسئوليت آنها بر عهده وب سايت منبع ميباشد. مطالب مغاير با قوانين جمهوري اسلامي ايران را از طريق بخش تماس با ما به ما اعلام کنيد.


تازه ترین مطالب
تبلیغات


خاطره آناهید جون  

سلام.دوستان عزیزم از اینکه وقت با ارزش خودتونو میزارین و خاطرات منو میخونین متشکرم.من خاطرات همه شما ها رو خوندم.نظرم گذاشتم.نظر خوب.چون هیچ خاطره ای نبود که خوب نباشه.فقط بعضی دوستان کوتاه میگن لطف کنید با جزیات بگید.ممنون.خب نمیدونم خاطره قبلیمنو خوندین یا نه اگه نه حتما بخونین چون این خاطره قبل از اون اتفاق افتاده و پشت سر هم بود.خب بریم سر خاطره

ادامه مطلب  

خاطره آناهید جون  

سلام.دوستان عزیزم از اینکه وقت با ارزش خودتونو میزارین و خاطرات منو میخونین متشکرم.من خاطرات همه شما ها رو خوندم.نظرم گذاشتم.نظر خوب.چون هیچ خاطره ای نبود که خوب نباشه.فقط بعضی دوستان کوتاه میگن لطف کنید با جزیات بگید.ممنون.خب نمیدونم خاطره قبلیمنو خوندین یا نه اگه نه حتما بخونین چون این خاطره قبل از اون اتفاق افتاده و پشت سر هم بود.خب بریم سر خاطره

ادامه مطلب  

 

مرور خاطره همیشه خوب نیست بستگی دارد کجا باشیهوا سرد باشد گرم باشدباران بباردگاهی خاطره شبیه موریانه از درون تو را میخوردگاه یک بو یک ترانه حتی رد شدن از یک خیابان نفست را تنگ میکندمرور خاطره گاهی حتی اگر خوشایند هم باشد جای نبودنش درد میگیرد

ادامه مطلب  

بارون و خاطره بازی  

یه حسی که وقتی بارون میاد بهم دست میده،حس خاطره بازیه...
از دیشب تا حالا هم که یک سره بارون اومده و ادم دلش میخواد بره زیر بارون و یه نخ سیگار هم روشن کنه و غرق در خاطرات بشه...
تو کوچه های خلوت راه بره هی پک بزنه و به گذشته فکر کنه.
 
 

ادامه مطلب  

بارون و خاطره بازی  

یه حسی که وقتی بارون میاد بهم دست میده،حس خاطره بازیه...
از دیشب تا حالا هم که یک سره بارون اومده و ادم دلش میخواد بره زیر بارون و یه نخ سیگار هم روشن کنه و غرق در خاطرات بشه...
تو کوچه های خلوت راه بره هی پک بزنه و به گذشته فکر کنه.
 
 

ادامه مطلب  

 

تو مرا ازردی...
که خودم کوچ کنم از شهرت ...
تو خیالت راحت...!
میروم از قلبت...
میشوم دورترین خاطره در شبهایت...
تو به من میخندی...!
و به خود میگویی:باز می اید و میسوزد از عشق ولی...
برنمیگردم نه...!!!!
میروم انجا که دلی بهر دلی تب دارد ...
عشق زیباست و حرمت دارد...!

ادامه مطلب  

 

تو مرا ازردی...
که خودم کوچ کنم از شهرت ...
تو خیالت راحت...!
میروم از قلبت...
میشوم دورترین خاطره در شبهایت...
تو به من میخندی...!
و به خود میگویی:باز می اید و میسوزد از عشق ولی...
برنمیگردم نه...!!!!
میروم انجا که دلی بهر دلی تب دارد ...
عشق زیباست و حرمت دارد...!

ادامه مطلب  

 

ببین من دلخوشم به همون خوابایی که ازت دیدم حالا هر چقدرم دنیامون از هم دور باشه و نشه که بشیم مال هم اما اون خواباام به واقعیت پیوند میخوره ینی تنها خاطره ی دو نفره ای که با هم داریم همونه که چندسال پیشا توی خونتون دو نفری تنها شکلات درست کردیم
 

ادامه مطلب  

1  

 
تو مرا آنقدر آزردی..
که خودم کوچ کنم از شهرت
بکنم دل ز دل چون سنگت
تو خیالت راحت
می روم از قلبت...
می شوم دورترین خاطره در شب هایت
تو به من می خندی
و به خود می گویی:
باز می آید و می سوزد از این عشق ولی...
بر نمی گردم نه!
می روم آنجایی
که دلی بهر دلی تب دارد
عشق زیباست و حرمت دارد...
تو بمان
دلت ارزانی هر کس که دلش مثل دلت
سرد و بی روح شده است
سخت بیمار شده است
تو بمان در شهرت...
 
"مولود مهدی"

ادامه مطلب  

 

نفرات برتر مسابقات قرآن، عترت و نماز شهرستان دلفان - خواهران
(مقطع متوسطه اول و دوم )- رشته صحیفه سجادیه 
پایه هفتم
نفر اول : فاطمه مرادی زاده ( فرزانگان)
نفر دوم : نگین نوریانی (آفتاب )
نفر سوم(مشترک)  : سیده نساء امیری (پردیس ) - فاطمه سیاری (ام البنین )
پایه هشتم
نفر اول : نگار گنجی (فرزانگان)
نفر دوم : نیلوفر صحرایی (هجرت)
نفر سوم : نازنین صحرایی (ام البنین 2 )
پایه نهم
نفر اول: مهسا حسنوند (فرزانگان)
نفر دوم : نگار ناصر پور (ام البنین 2 )
نفر سوم : ک

ادامه مطلب  

خاطره آقا امیر  

سلام سلام☺️ بازم منم امیر

ادامه مطلب  

خاطره آقا امیر  

سلام سلام☺️ بازم منم امیر

ادامه مطلب  

انتقام شاعرانه  

عطر یك مایع خطرناك است. توى شیشه هاى فانتزى خوش رنگ فقط یك كار میكند، گولت میزند.عطر ها حتى از سیانور و مرگ موش و آب و آهك خطرناك ترند.كافیست یك بار توى یك خاطره مشترك آنرا به گردنت پاشیده باشى.و روز دیگرى جایى كه اصلا توان یادآورى خاطراتت را ندارى دوباره چند قطره اش زیر بینى ات بپیچد ، تو را درست پرتاب میكند وسط آن خاطره مشترك لعنتى.من تازگى ها وقتى كسى را توى عطر فروشى میبینم كه در به در دنبال عطر با ماندگارى بالاتر است باورم نمیشود.میدانى، م

ادامه مطلب  

همه چی همه جا یاد توست  

دیروز چادر جدید خریدم بیمارستان که بودم یه کم خراب شد وقت نشد بگیرم اصلا مدرسه که این چند روزه رفتم گیر کرد به میز پاره شد از این کارمندیا گرفتم ساده داشتم. اومدنی خونه یاد بابا کردم همیشه خریدامون نشونش میدادیم کلی تعریف میکرد و میگفت مبارکه. کل شهر خاطره هستش برام. باید بنویسم تا آروم بشم.

ادامه مطلب  

همه چی همه جا یاد توست  

دیروز چادر جدید خریدم بیمارستان که بودم یه کم خراب شد وقت نشد بگیرم اصلا مدرسه که این چند روزه رفتم گیر کرد به میز پاره شد از این کارمندیا گرفتم ساده داشتم. اومدنی خونه یاد بابا کردم همیشه خریدامون نشونش میدادیم کلی تعریف میکرد و میگفت مبارکه. کل شهر خاطره هستش برام. باید بنویسم تا آروم بشم.

ادامه مطلب  

918.تنها نمان.  

وقتی هنوز برای حرف زدن و حتی غر زدن های بی موقع و بی مورد زمان داشته باشی...وقتی هنوز آدم هایی باشند که حرف هایت را می شنوند...فقط مثل همیشه فراموش نکن که چیزهایی مخصوص خود توست...ویژه ویژه برای زن.شبیه اشک های نصف شب و خنده های از سر خاطره بازی.

ادامه مطلب  

تفسیر مقاتل بن سلیمان|tafsir muqatil bin sulaiman  

تفسیر مقاتل بن سلیمان|tafsir muqatil bin sulaiman
نام تفسیر وی «تفسیر مقاتل بن سلیمان» معروف به «تفسیر کبیر مقاتل» می‌باشد. که از مهمترین آثار قرآنی وی و کهنترین تفسیر کامل قرآن می‌باشد که به ما رسیده است،
پیشگام تفاسیر
پیوسته در آن به جمع عقل و نقل، (یا به تعبیری دیگر روایت و درایت) پرداخته است، بدین جهت آن را پیشگام تفاسیر جامع و کامل شمرده‌اند و به تعبیر شافعی «بقیه مفسرین ریزه خوار اویند»، و از روز نخست مورد توجه همگان قرار گرفته و یگانه منبع سرشار

ادامه مطلب  

تفسیر مقاتل بن سلیمان|tafsir muqatil bin sulaiman  

تفسیر مقاتل بن سلیمان|tafsir muqatil bin sulaiman
نام تفسیر وی «تفسیر مقاتل بن سلیمان» معروف به «تفسیر کبیر مقاتل» می‌باشد. که از مهمترین آثار قرآنی وی و کهنترین تفسیر کامل قرآن می‌باشد که به ما رسیده است،
پیشگام تفاسیر
پیوسته در آن به جمع عقل و نقل، (یا به تعبیری دیگر روایت و درایت) پرداخته است، بدین جهت آن را پیشگام تفاسیر جامع و کامل شمرده‌اند و به تعبیر شافعی «بقیه مفسرین ریزه خوار اویند»، و از روز نخست مورد توجه همگان قرار گرفته و یگانه منبع سرشار

ادامه مطلب  

زخم خاطره  

من که در تنگ برای تو تماشا دارم
با چه رویی بنویسم غم دریا دارم؟
 
دل پر از شوق رهایی‌ست، ولی ممکن نیست
به زبان آورم آن را که تمنا دارم
 
چیستم؟! خاطره‌ی زخم فراموش شده
لب اگر باز کنم با تو سخن‌ها دارم
 
با دلت حسرت هم صحبتی‌ام هست، ولی
سنگ را با چه زبانی به سخن وادارم؟
 
چیزی از عمر نمانده‌ست، ولی می خواهم
خانه‌ای را که فروریخته برپا دارم
 
                   فاضل نظری

ادامه مطلب  

...  

دستم تو دست یاره
قلبم چه بی قراره
به به
به به
چی میشه امشب
بارون اگر بباره
چه شاعرانه
یه چطر خیسو دریا کنارو پرسه های عاشقانه
زل می زنم به چشمای مستت ، سر روی شونت می گذارم بی بهونه
می خواااااااااااااااااااامت خانومم
با عشقت آرومم
می خواااااااااااااااامت خانومم
با عشقت آروم آروم آرومم...
حامد همایون
عزیز جانم ، سپاس که این راهم با صدایت برایم خاطره کردی...
سپاس جان دلم...

ادامه مطلب  

...  

دستم تو دست یاره
قلبم چه بی قراره
به به
به به
چی میشه امشب
بارون اگر بباره
چه شاعرانه
یه چطر خیسو دریا کنارو پرسه های عاشقانه
زل می زنم به چشمای مستت ، سر روی شونت می گذارم بی بهونه
می خواااااااااااااااااااامت خانومم
با عشقت آرومم
می خواااااااااااااااامت خانومم
با عشقت آروم آروم آرومم...
حامد همایون
عزیز جانم ، سپاس که این راهم با صدایت برایم خاطره کردی...
سپاس جان دلم...

ادامه مطلب  

سهراب خلجي  

خواب دیدم شده ای عاشق و دلبند به منهمه رفتند ولی شخص تو پابند به من
موج گیسوی تو شد شرح پریشان دلمعشق را هدیه كند صاحب ترفند به من
حال گریان مرا لطف كسی خوب نكرد تا رسیدی و نگاهی پر لبخند به من
بازهم یاد توأم با غزلی در دل شبچون غزل آمده از سوی خداوند به من
همه جا از تو سرودم که به من خیره شوی خوب دانند كه نامت شده پسوند به من
خواستم در غزلم یاد تو را زنده كنمگفت بیدار شو این خواب هنرمند به من
عشق در خاطر من خاطره ای بیش نبودخواب دیدم شده ای عاشق و

ادامه مطلب  

این دوروز آخر هفته  

سلام
خداروشکر به خاطر اینکه ... خب به خاطر همه خوبی هاش به خاطر همه نعمتهاش و به خاطر همه اون چیزایی که ما از حکمتشون خبر نداریم و در نهایت به لطف خودش ختم به خیر میشن^_^
خداجونم هوای هممونو داشته باش،
خیلی وقته ننوشتم ... یعنی حوصله نوشتنم نمیاد...... مینویسم ولی اینجا نه! یه کانال شخصی زدم برا خودم که اونجا چون بیشتر در دسترسمه بیشتر احساساتم خاطراتم و روزمره نویسیام و حتی عکسای خاطره دارمم اونجا ثبت میکنم...
 

ادامه مطلب  

این دوروز آخر هفته  

سلام
خداروشکر به خاطر اینکه ... خب به خاطر همه خوبی هاش به خاطر همه نعمتهاش و به خاطر همه اون چیزایی که ما از حکمتشون خبر نداریم و در نهایت به لطف خودش ختم به خیر میشن^_^
خداجونم هوای هممونو داشته باش،
خیلی وقته ننوشتم ... یعنی حوصله نوشتنم نمیاد...... مینویسم ولی اینجا نه! یه کانال شخصی زدم برا خودم که اونجا چون بیشتر در دسترسمه بیشتر احساساتم خاطراتم و روزمره نویسیام و حتی عکسای خاطره دارمم اونجا ثبت میکنم...
 

ادامه مطلب  

کلینیک 16 آذر  

دیروز به لطف دوستم مریض شدم و شب خیلی حالم بد بود صب با امین رفتیم کلینیک ،طبقه دوم که رفتم همه خاطره ها یادم اومد ،دلم گرف که چرا این دفعه اون پیشم نیس منو ببره دکتر آخه من همیشه باهاش میرفتم دکتر
ولی به قول دکتر هرچه زدوست رسد نکوست 
خدا خنده رو از زندگیم کم نکنه این مریضی ها میاد و میره شاید یه روزم مارو با خودش برد 
یه چیز دیگه هم اینکه قلبم ظهر خیلی بد درد داشت ولی الان خوبم
خدا همه مریضارو شفا بده حالا من خیلی مهم نیستم 
 

ادامه مطلب  

تورا دوست میدارم  

 تو را به جای همه کسانی که نشناخته ام دوست می دارم
تو را به جای همه کسانی که نشناخته ام دوست می دارم
تو را به خاطر عطر نان گرم
 
برای برفی که آب می شود دوست می دارم
 
تو را برای دوست داشتن دوست می دارم
 
تو را به جای همه کسانی که دوست نداشته ام دوست می دارم
 
تو را به خاطر دوست داشتن دوست می دارم
 
برای اشکی که خشک شد و هیچ وقت نریخت
 
لبخندی که محو شد و هیچ گاه نشکفت دوست می دارم
 
تو را به خاطر خاطره ها دوست می دارم
 
برای پشت کردن به آرزوهای محال
 
ب

ادامه مطلب  

شانه به شانه ....  

بگذار شانه به شانه ات قدم بزنم جغرافیای سرزمین من بی تو محکوم به نابودی است پشت این پنجره گل ها تو را به یادم می آورند وقتی خاطره های تو هر لحظه در من شکوفه می دهند این کوچه ها غروب های خسته ء جمعه را یاد آور است وقتی نشانی تو را در میان انبوهی از آوار گم کرده ام در انعکاسی از غزل و منثنوی دوباره می سازمت تا تنها شاعری باشم که با خیال به جنگ حقیقت رفته است هرگز فراموش مکن آنان که در دلند گم نمی شوند باران رضاپور

ادامه مطلب  

مادر جون روحت شاد  

مادر بزرگم الان سه روزه که زیر خاک سرد خوابیده ...سه روزه که شدیدا نبودش حس می شه...
توی این سه روز ن تنها به من بلکه به هممون سخت گذشت...
هر جا رو نگاه می کنیم هر حرفی پیش میاد یه خاطره ای ازش هست...
مادر بزرگم گل بود برای چیده شدن خیلی زود بود سنی نداشت همش 61 سالش بود...
دلم گرفته از این دنیا و همه چیزش این دنیا با همه ی زیباییش به یه روز روی تخت بیمارستان خوابیدنش نمیرزه...
توی این چند روز خیلی بهم سخت گذشت خیلی زیاد...

ادامه مطلب  

دوست...... می دارم!  

تو را برای لبخند تلخ لحظه هاپرواز شیرین خاطره هادوست می دارم....
تو را به اندازه همه ی کسانی که نخواهم دید, دوست می دارمبه اندازه  قطرات بارانستارگان آسماندوست می دارم....
 
پ.ن: صدای باران , همان قطرات باران که گفتی, و صدای تو که همراه این شعر فضای اتاق را پر کرده است....اما تو نیستی!

ادامه مطلب  

آغازبرنامه های دهه فجردرمرکزیک شیراز  

همزمان باسی وهشتمین بهارانقلاب باحضورگروه های دانش آموزی ،جشن انقلاب بابرنامه هایی مثل تقویم روزهای خاطره ساز؛ روح الله ازتولدتارحلت؛ شعرخوانی ازسرودهای اتقلابی؛ مسابقه چندمرحله ای ؛ معرفی یاران امام ورهبری؛ وایستگاه کتابهای انقلاب ازجمله برنامه های امسال مرکزیک است که هرروزدردونوبت باحضوردانش آموزان اجرا می شود.
 
 
 

ادامه مطلب  

آغازبرنامه های دهه فجردرمرکزیک شیراز  

همزمان باسی وهشتمین بهارانقلاب باحضورگروه های دانش آموزی ،جشن انقلاب بابرنامه هایی مثل تقویم روزهای خاطره ساز؛ روح الله ازتولدتارحلت؛ شعرخوانی ازسرودهای اتقلابی؛ مسابقه چندمرحله ای ؛ معرفی یاران امام ورهبری؛ وایستگاه کتابهای انقلاب ازجمله برنامه های امسال مرکزیک است که هرروزدردونوبت باحضوردانش آموزان اجرا می شود.
 
 
 

ادامه مطلب  

قصيدة مااحب الشعر(اول قصيدة نضمتها  

ما احب الشعر صدّگنی مجبور.
 
اشعر لك لان انتَ القوافی.
 
 
كل الشعر انتَ الحـْروف.
 
احچیك آنا اریدن حتى' اوافی.
 
 
صدّگنی مْن اذكرك اذكر الهات.
 
وصرت مهداوی انتَ وبیك دافی.
 
 
الابوذیه والمیمر من غبت یوم.
 
لا تحچینا گالن عمّی كافی.
 
 
حسنك خاطره وطولك قصیدة شوگ.
 
احچیها بغیابك من تجاقی.
 
 
یا اوزان شعری العایش ویای.
 
بْغیابك مو حقیقه آنا خرافی.
 
من گتـ.لك اموتن فدوه لاْتروح.
 
وداعاً گتـ.لی یا موت العوافی.
 
ك. سید عبدالله البوشوكة(ابوموعود


ادامه مطلب  

82/2(زندگی همین است)  

 
حالا فرض که دریا دور وتحمل این همه فلانی دشوار استفرض که چلچراغ این آسمان خاموش وباد بر چیدن رویای تو می وزد.زندگی همین است باید با همین براده های نور وکوپن های باطله سر کنیم ...اینجا کسی حاضر به خواندن دست خط تو نیست!زندگی همین است که هست ...روزی که گذشتدیگر آوارش را به یاد نخواهی آوردحالا تو یاد هزار خاطره ی خاموش راامروز بخواناصلا بگذار این ترانهدر همین حوالی بغض و حیرت تمام شودچشم هایم از احتمال وقوع باران خبر می دهد ...
مهرداد اکبری

ادامه مطلب  

شعر  

شبیه برگ پاییزی پس  از تو قسمت بادم ، خداحافظ 
ولی  هرگز  نخواهی  رفت از یادم ،  خداحافظ  
و این یعنی  در اندوه تو می میرم 
در این تنهایی مطلق که می بندد به زنجیرم 
چگونه بگذرم از عشق ، از دلبستگی هایم 
چگونه میروی  با این که می دانی  چه تنهایم 
خداحافظ تو ای  همپای  شبهای  غزلخوانی  ، خداحافظ 
به پایان امد این دیدار پنهانی  ، خداحافظ  
بدون تو گمان کردی  که می  مانم ،  خداحافظ  
بدون من یقین دارم که می  مانی  خداحافظ  .
نفسم بند نفسهای  کس  ه

ادامه مطلب  

رها نمي كنه  

آدمهایی را دیده ام كه مصداق بارز " غم با من زاده شده، منو رها نمی كنه" هستند. هربار كه می بینم شان، هربار كه خبری می رسد، هربار كه حرف می زنند غم در چهره، كلام، خاطره، آه كشیدن ها، نوشتن هایشان لانه كرده است. فكر می كنم غم بال پرواز دارد، یعنی می توان آن را دم پنجره ای گذاشت و آرام آرام هل داد تا پر بگیرد به بیرون جان. اما شك می كنم كه اینها غم را رها نمی كنند. كاسه ی غمدانی را گذاشته اند روی میز، با هر صبح، با هر عصر، در هر شبی یك حبه غم را بالا می ان

ادامه مطلب  

رها نمي كنه  

آدمهایی را دیده ام كه مصداق بارز " غم با من زاده شده، منو رها نمی كنه" هستند. هربار كه می بینم شان، هربار كه خبری می رسد، هربار كه حرف می زنند غم در چهره، كلام، خاطره، آه كشیدن ها، نوشتن هایشان لانه كرده است. فكر می كنم غم بال پرواز دارد، یعنی می توان آن را دم پنجره ای گذاشت و آرام آرام هل داد تا پر بگیرد به بیرون جان. اما شك می كنم كه اینها غم را رها نمی كنند. كاسه ی غمدانی را گذاشته اند روی میز، با هر صبح، با هر عصر، در هر شبی یك حبه غم را بالا می ان

ادامه مطلب  

هر تختی جای کردن و دادن نیست عزیزم !  

این که دوستش و دوست دخترش میرن یهو تو اتاق ، رو تختی که جای ماس 3.ک.س میکنن ، میتونه از غیر قابل تحمل ترین بی فرهنگیای دنیا باشه !!! :)
خوشم نمیاد رو تختی بخوابم که هر کسی روش خاطره داره و تقلا و ارضا شدن nنفرو رو خودش دیده !
اصلا کی به این ایرانیا گفته ، هر جا تخت دیدی برو تلپ شو روش !
حتی واسه دراز کشیدن معمولی هم باید از طرف اجازه بگیری !!!
نه اینکه پا شی بری تو اتاق درم ببندی و کارتو انجام بدی تازه طرف در میزنه ام نیای بیرون :) 
بابا خیلی بی شعوریم ماه

ادامه مطلب  

چه زود یادمون میره....  

آتش به جان آینه افتاد و جان گرفت
یکباره سوخت آینه، قلب جهان گرفت
 
هی شعله شعله خاطره اش را به غم سپرد
هی برگ برگِ خاطره رنگ خزان گرفت
 
اندوه ناگهان به تماشا رسید و بعد 
ابری تمام داغ دل از آسمان گرفت
 
بار غم است اینکه به دوش زمانه ماند
بار غمی که از همه  تاب و توان گرفت
 
آتش نشست و کار خودش را تمام کرد
از سفره ی بدون پدر ...آب و نان گرفت
 
تاریخ ماند و آینه هایی شکسته و 
انگشت حیرتی که زمین بر دهان گرفت
 
محبوبه راه پیما

ادامه مطلب  

سیاهی شب  

ویژگی شب سیاه تموم نشدنشه. حالا هی شما بیا بگو پایان شب سیه سپید است و فلان. مگه دیدی؟؟
 
پ.ن: اومده با استرس میگه فکر کنم دیوونه شدم، با خودم حرف میزنم. چه زندگی خوبی داره که حرف زدن با خودش میشه نشونه دیوانگی. ما چی بگیم که از فشار تنهایی اونقدر با خودمون حرف زدیم که تبدیل شد به شخصیت سازی و خاطره بازی.
 
رنج ناجوری رو دارم تحمل میکنم.

ادامه مطلب  

سهیل محمودی : شب رفت و صبح دید كه فرداست  

سهیل محمودی :
شب رفت و صبح دید كه فرداستپلكی زد و ز خواب به پا خاست
از شرق آبهای كف‌آلودخورشید بر دمیده و پیداست
با این پرنده‌های خوش آوازساحل ز بانگ و هلهله غوغاست
انگار دوش، دختر خورشیداین دختری كه این همه زیباست؛
تن شسته در طراوت دریاكاین گونه دلفریب و دل آراست
زان ابرهای خیس كه ساحلاز دركشان به نرمی دیباست؛
در دوردست آبی دریایك لكه ابر گمشده پیداست
گویی كه چشمهای تر اودر كام صبح، گرم تماشاست
این نرم موجهای پیاپیگیسوی حلقه حلقه دریاست
د

ادامه مطلب  

سهیل محمودی : شب رفت و صبح دید كه فرداست  

سهیل محمودی :
شب رفت و صبح دید كه فرداستپلكی زد و ز خواب به پا خاست
از شرق آبهای كف‌آلودخورشید بر دمیده و پیداست
با این پرنده‌های خوش آوازساحل ز بانگ و هلهله غوغاست
انگار دوش، دختر خورشیداین دختری كه این همه زیباست؛
تن شسته در طراوت دریاكاین گونه دلفریب و دل آراست
زان ابرهای خیس كه ساحلاز دركشان به نرمی دیباست؛
در دوردست آبی دریایك لكه ابر گمشده پیداست
گویی كه چشمهای تر اودر كام صبح، گرم تماشاست
این نرم موجهای پیاپیگیسوی حلقه حلقه دریاست
د

ادامه مطلب  

تنهایی  

 «تنهایی» تلفنی‌ست که زنگ می‌زند مُدام
صدای غریبه‌ای‌ست که سراغِ دیگری را می‌گیرد از من.
جمعه‌ی سوت‌وکوری‌ست که آسمانِ ابری‌اش ذرّه‌ای آفتاب ندارد!
حرف‌های بی‌ربطی‌ست که سر می‌بَرَد حوصله‌ام را...
 
«تنهایی» زل‌زدن از پشتِ شیشه‌ای‌ست که به شب می‌رسد.
فکرکردن به خیابانی‌ست که آدم‌هایش قدم‌زدن را دوست می‌دارند
آدم‌هایی که به خانه می‌روند و روی تخت می‌خوابند و چشم‌های‌شان را می‌بندند امّا خواب نمی‌‌بینند.
آدم‌هایی که گرم

ادامه مطلب  

 

وضعیت سفید
فیلمی که برا بعضیا بی مزه بنظر میرسه برای من کلی خاطره زنده میکنه.
شب امتحانی نشستم و نگاش کردم و بخاطر "امیر"بغض کردم.امیری که انگار داره خودمو نشون میده.منِ عصبانی غُد لجباز عاشق...چقد میفهمم حالشو و میگم کاش تو فلان موقعیت این کارو نکنه که بعدا مسخرش میکنن...کاش حرصشو نشون نده...کاش خودشو نشون نده...کاش اصلا حرف نزنه...کاش خیلی وقتا حرف نمیزدم...امیر خیلی غمگینم میکنه...خیلی...فک کنم اکثرمون اون حالو تجربه کردیم...بعضیا زودتر...بعضیا یک

ادامه مطلب  

 

روزمرگی 
روز مرگی 
تنها خاطره ی توست 
که لحظه ای مرا زنده می کند !
روزمرگی های تکراری و شب مردگی های طولانی 
ترس و ترس و سکوت 
تردید عبور و گنگ ناله ها
روزمرگی روزمرگی 
از یادم نرو ! 
نیاید تو را فراموش کنم 
تو تو تو خاکستری 
وهم بودنی !
 
شب هیچ فرشته ای ندارد 
فرشته ها صبح ها گوسفندها را به چرا میبرند و بعد ...
و بعد در خلوت دشت ها 
با گرگ ها هم بستر می شوند ! روی تخته سنگ های گرم آفتاب گرفته
و شب 
نئشه از تن بازگی ...لباس های زیر خود را روی طناب باد

ادامه مطلب  

زیباترین یلدای دنیا  

یلدات مبارک عشق من
 
 
 اینم اناری که باهم خوردیم
خوشمزه ترین انار دنیا 
 
یلدا
زیبا ترین یلدا
وقتی کنار عشقت باشی یلداست
چقدر زیبا بود
یلدایی که هیچوقت فراموش نمیشه
از کجا شرو شد:
از هفته ها قبل به فکرش بودم یه شب خاطره انگیز داشته باشیم چند روز قبل یه انار گنده نگه داشتم با هم بخوریم همش نگران بودم نکنه یخ زده باشه ،خدا رو شکر سالم بود یه اتاق ساده با یه اجاق و یه آجر روش
رستوران شیک و با کلاس و میوه های رنگین و مخلفات رنگارنگ نبود، شرمندم
اما

ادامه مطلب  

80: یک درد کش دار...  

شش ماهی میشود که اقداماتی برای طلاق کرده ام. این اواخر همش منتظر بودم که بشود سه اسفند وقت دادگاه این درد پایان بیابد. شد سه اسفند دادگاه موکول شد به فردا پنج اسفند... فردا دادگاهی در کار نیست نمیدونم به چه علت...
این روزها برایم سریع نمیگذرند اگر اقرار نکنم هر روزش حداقل قدر یک هفته طول میکشد. مثلا وقتی میخواهم خاطره ای از دیروز تعریف کنم انگار مال هفته پیش بوده....
خلاصه دادگاه ما افتاد برای روز یکشنبه.... من فکر میکنم از کارهای خانم وکیل باشد می

ادامه مطلب  

 

یک رستوران کافی شاپی به اسم اسپشیال (special) نزدیک خانه امان بود که حالا دیگر نیست . 
این جمله برایم جز غمگین ترین جمله هاییست که تابحال در زندگیم به کسی گفته ام . 
از آنجا خاطره ای به اندازه ی چهارده سال زندگی دارم و چهارده سال یک عمر است , یک عمر . 
دلم برای آن فضای باز تنگ میشود . برای غذاهای خوشمزه اش و سیب زمینی سرخ کرده ای که به محض وارد شدنم به آنجا دیگر حاضر بود برایم . دلم برای تمام شب هایی که با پدرم آنجا نشستیم و حرف زدیم تنگ میشود . دلم برای

ادامه مطلب  

 

یک رستوران کافی شاپی به اسم اسپشیال (special) نزدیک خانه امان بود که حالا دیگر نیست . 
این جمله برایم جز غمگین ترین جمله هاییست که تابحال در زندگیم به کسی گفته ام . 
از آنجا خاطره ای به اندازه ی چهارده سال زندگی دارم و چهارده سال یک عمر است , یک عمر . 
دلم برای آن فضای باز تنگ میشود . برای غذاهای خوشمزه اش و سیب زمینی سرخ کرده ای که به محض وارد شدنم به آنجا دیگر حاضر بود برایم . دلم برای تمام شب هایی که با پدرم آنجا نشستیم و حرف زدیم تنگ میشود . دلم برای

ادامه مطلب  

من ودلتنگی هام  

امروز ۱۹بهمن ماه هست.حالتان خوب هست؟من اصلا حال متعادلی ندارم اشفته هستم. دیشب خودمو با خندوانه سرگرم کردم تا یکم بخندم بعدکه تموم شد خواهرم کانالو زد ای فیلم سریال خانه سبز پخش میشد رامبود جوان اون موقع ها جوان تر بود یه لحظه به دوران کودکیم رفتم اول خوشحال وبعد با یک خاطره اشک چشمم سرازیر شد ودیگه نتونستم بخوابم اهنگ گوشیمو گذاشتم باصدای کم که گوش بدم دیدم کارساز نیست هندزفری رو برداشتم بااون گوش بدم اونقدر گوش دادم تمام اهنگ های سیاو

ادامه مطلب  

پست۵۱  

به نظر من عشق وجود نداره..
حتی اونی که توی دانشگاه همش تورو میپاد! 
ادم مامور میکنه بیاد دنبالت تا ببینه کجاها میپری..
همش دروغه! هیچ عشقی واقعی نیس! حتی اونی که مزرعه بازیشو با اسم تو تزیین میکنه! به عشق تو این کار رو میکنه
اونم دروغ میگه!!
هیچ عشقی واقعی نیس..
همش "عادت"ـــــه
همش وابستگیه پوچه.. همش گذراس
اما بعده یه مدت تو میمونیُ یه مشت خاطره له شدی ی خاک خورده که نمیدونی باهاشون چیکار کنی.. فراموش یا ستایش!!
 
خودمم نمیدونم چرا انقد دلم برات تن

ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1  2  3  4  5  > 
تبلیغات
ورود به کانال تلگرام