تمامی مطالب موجود در این سامانه از وب سایت های دیگر و بدون دخالت انسانی جمع آوری شده , لذا تمام مسئولیت آنها بر عهده وب سایت منبع میباشد. مطالب مغایر با قوانین جمهوری اسلامی ایران را از طریق بخش تماس با ما به ما اعلام کنید.


ورود به کانال تلگرام


کجایی ندا؟  

بعضی از دوستان که همیشه به من لطف دارن و داشتن برام خصوصی نظر گذاشتن:کجايي ندا؟چند وقته پیدات نیست؟منم با اینکه برخی دیدن اما برا این که شک و شبه ای ایجاد نشه:مشغولم ...بخوانیم و بنویسیم و کارای دیگه...
میرسم خدمتتون...ان شا الله...

ادامه مطلب  

کجایی ماه زندونی...  

دلت که تنگ باشه...دلت که بگیره...
یهویی بدون این که حواست باشه،یه آهنگه لعنتی بهونه ای میشه واسه ریختن
اشکات...دوباره شوری اشکات و دوباره شب...
شب چیزی نیست جز این که خاطراتو یادت بیاره...گلوتو پر بغض کنه...
مجبورت کنه هنذفری رو برداری و یکی یکی اهنگارو پلی کنی و اخرش،
اخرش اشکات یکی یکی بریزه...
اره...شب فقط بخاطر اینه...نه بخاطر خواب و استراحت...
میدونی یک نفر تنگ غروبا میشه دلتنگت....
کجايي ماه زندونی...

ادامه مطلب  

چرامیانگین سن ازدواج دخترها30وپسرها35شده؟  

چهارشنبه ۴ اسفند ۱۳۹۵ ساعت: 0:57
توسط:fatemepakdaman

سلام عزیزم
مطالب خوبی داری
ولی عزیزم دیگه الان کسی ازدواج نمیکنه
حداقل اینه دور از جونت
اینقدر دختر وزن خراب زیاد شده که همه تو دست وبالشون هست
ومرض ندارن برن زن بگیرن که فقط بایکی باشن
واز صبح تا شب کار کنن خرجشونو بدن
راحت بگم میگن مجردیو عشقه
حالا وقتی پسری نیست که بیاد ازدواج کنه
دخترا هم هرچقدر دنبال شوهر باشن
پسرا برای اینکه ازش سواستفاده بکنن الکی قول ازدواج میدن
میگن اول اشنایی نزدیک یکسا

ادامه مطلب  

چرامیانگین سن ازدواج دخترها30وپسرها35شده؟  

چهارشنبه ۴ اسفند ۱۳۹۵ ساعت: 0:57
توسط:fatemepakdaman

سلام عزیزم
مطالب خوبی داری
ولی عزیزم دیگه الان کسی ازدواج نمیکنه
حداقل اینه دور از جونت
اینقدر دختر وزن خراب زیاد شده که همه تو دست وبالشون هست
ومرض ندارن برن زن بگیرن که فقط بایکی باشن
واز صبح تا شب کار کنن خرجشونو بدن
راحت بگم میگن مجردیو عشقه
حالا وقتی پسری نیست که بیاد ازدواج کنه
دخترا هم هرچقدر دنبال شوهر باشن
پسرا برای اینکه ازش سواستفاده بکنن الکی قول ازدواج میدن
میگن اول اشنایی نزدیک یکسا

ادامه مطلب  

تکست اهنگ خدا کجایی از عرفان فانی  

خدا کجايي
 
ورس اول:
چطوری رفیق ،هنوزم سرپایی ، بعد بیست سال زندگی هنوزم تنهاییتو خیابونا داری میریو سر پایین ، یا دنبال یه کفشی واسه حمالی ,هنوزم الافی ،هنوزم‌ کم داری ، من میفهمم که چجوری پس دادی میدونم روزو شباتو از کف میدی ، تو این جهنم سیاه داری درس پس میدی، خدایه خوبا که هیچ ،خدایه مارم دیدی ؟؟ نبین اگه ببینی بدتر میشیالان کجايي ،کجاها کز کردی ، تو فکر اینی چجوری برگردی
ولی جواب نمیده باید پرپر شی ، تا حرف بزنی رو سرته شمشیر
میدونم چند ش

ادامه مطلب  

تکست اهنگ خدا کجایی از عرفان فانی  

خدا کجايي
 
ورس اول:
چطوری رفیق ،هنوزم سرپایی ، بعد بیست سال زندگی هنوزم تنهاییتو خیابونا داری میریو سر پایین ، یا دنبال یه کفشی واسه حمالی ,هنوزم الافی ،هنوزم‌ کم داری ، من میفهمم که چجوری پس دادی میدونم روزو شباتو از کف میدی ، تو این جهنم سیاه داری درس پس میدی، خدایه خوبا که هیچ ،خدایه مارم دیدی ؟؟ نبین اگه ببینی بدتر میشیالان کجايي ،کجاها کز کردی ، تو فکر اینی چجوری برگردی
ولی جواب نمیده باید پرپر شی ، تا حرف بزنی رو سرته شمشیر
میدونم چند ش

ادامه مطلب  

زمزمه امام زمان (عج) به مناسبت ایام فاطمیه  

هوای تو کرده دل زارم امشبمثه ابر تیره چه میبارم امشبسفر کرده یارم بگو کی میاییبیا ای طبیبم که بیمارم امشببیا ای بهارم   بیا ای نگارمیه عمره سیاهه   بی تو روزگارمبیا صاحب من   مه غایب منبدونت آقا جون   دل خوش ندارممن عاشق شدم بی تو دنیا نمیخوامیه مجنونم و غیر لیلا نمیخوام(بیا یوسف فاطمه العجل)صدات میزنم تا بدی تو جوابمچی میشه یه امشب بیایی به خوابمگذشت زمان و شب و روزم آقابدون حضور تو میده عذابمبیا عشق زهرا   بیا یابن طاهاجدا بودن از تو   برام

ادامه مطلب  

عزیزترینم  

عزیزترینم... چرا اذیتم میکنی؟ چرا؟ مگه من دیوونه م که صدام رو برگردونم... اون ویس رو همون لحظه ضبط کردم و فرستادم. تو اومدی و داری با من بازی می کنی؟ کدوم نقش... کدوم بازی آخه؟ ندیدی چند ساله برات نوشتم فقط برای اینکه یک لحظه برای خودم داشته باشمت؟ تو وقتی هیچ ردپایی از خودت نمیذاری من از کجا بدونم که خودتی؟ تو چی؟ تو نباید یه نشونی میدادی که منو مطمئن کنی؟ فقط گفتن یه اسم کافیه؟ هزار نفر دیگه هم هستن که هم اسم منن...
من از گفتن دوستت دارم نترسیدم ا

ادامه مطلب  

از چشم خود بپرس ...  

مرا گویی که رایی ؟ من چه دانم
چنین مجنون چرایی ؟ من چه دانم


مرا گویی بدین زاری که هستی

به عشقم چون برآیی ؟ من چه دانم


منم در موج دریاهای عشقت

مرا گویی کجايي ؟ من چه دانم


مرا گویی به قربانگاه جان‌ها

نمی‌ترسی که آیی ؟ من چه دانم

مرا گویی چه می جویی دگر تو ؟

ورای روشنایی ؛ من چه دانم


مرا گویی تو را با این قفس چیست ؟

اگر مرغ هوایی ؛ من چه دانم...
چه می سازد اکنون این غزل با حال من . چنین که گویی یار ، مرا تا اعماق تلاطم این اقیانوس بی کران زندگی ،

ادامه مطلب  

این مطلب عنوان ندارد  

))این مطلب عنوان ندارد))یک تجربه،یک وضعیت تجربه یک خلا وضعیت فقدان فقدانی که ناگهان بر سرت خراب می شود.برقش کورت و رعدش کرت می کند.همچون صاعقه اتش به جانت می زند،شکافی در روزمرگیت می اندازد،زبانت را به لکنت می اندازد اگاهیت را زایل می کند.یک تجربه یک وضعیت ،همچون مغاک،مغاک اگاهی،مرگ اگاهییک تجربه یک وضعیت ،تجربه ای که می شد نباشی ولی هستی،تجربه مرگ،چاه ویل نیستییک تجربه یک وضعیت،تجربه ای که همواره نامیده می شود و مگر می توانی ننامییش.می نام

ادامه مطلب  

این مطلب عنوان ندارد  

))این مطلب عنوان ندارد))یک تجربه،یک وضعیت تجربه یک خلا وضعیت فقدان فقدانی که ناگهان بر سرت خراب می شود.برقش کورت و رعدش کرت می کند.همچون صاعقه اتش به جانت می زند،شکافی در روزمرگیت می اندازد،زبانت را به لکنت می اندازد اگاهیت را زایل می کند.یک تجربه یک وضعیت ،همچون مغاک،مغاک اگاهی،مرگ اگاهییک تجربه یک وضعیت ،تجربه ای که می شد نباشی ولی هستی،تجربه مرگ،چاه ویل نیستییک تجربه یک وضعیت،تجربه ای که همواره نامیده می شود و مگر می توانی ننامییش.می نام

ادامه مطلب  

روز اول از اولین ماه سال 2017  

خوب امروز روز اول سال 2017 هستش دیشب کلی مهمون داشتم بعد از تحویل سال نو کلی رقص و پایکوبی و حیغ و داد و خوشحالی و یک عالمه آرزوهای خوب کردن برای کساییکه دوستشون داریم ، بعداز این همه هیجان اروم که گرفتیم لحظه ای سکوت حاکم شد تو محفلمون
یه لحظه اینگار همه داشتن سال گذشته رو تو ذهنشان مرور میکردن شاید چون خودم اینکارو میکردم فکر میکنم بقیه هم اینکارو میکردن .بهو یکی از وسط مجلس گفت هی کجايي ؟ گلوم گرفته بود حسابی گفتم هیچی سیگارم تموم شده سیگار د

ادامه مطلب  

10 تانظررایگان!  

هرکی گفت این آهنگ ازکیه 10 10 تانظرمفت ومجانی در وبش.
فقط هم دونفراول.
 
کجايي مهربونم بی تو دنیا دیگه چیزی نمونده زیرورو شه
غروب جمعه ها وقتی که نیستی میرم کز میکنم تنها یه گوشه
اگه حتی نباشی باز هستی تورو حس میکنم هرجا که هستم
یه وقتا بس که تو فکر تو غرقم تصور میکنم پیشت نشستم
همین که از تو هرجا یک نشون هست خیالم راحته هستی کنارم
بذار دنیا بگه دورم من از تو دیگه کاری با این حرفا ندارم
میرم کز میکنم تنها یه گوشه ولی بازم دلم گرمه به فردا
به فردایی

ادامه مطلب  

گیرند مردم دوستان نامهربان و مهربان / هر روز خاطر با یکی ما خود یکی داریم و بس  

بزرگ دولت آن کز درش تو آیی بازبیا بیا که به خیر آمدی کجايي باز

رخی کز او متصور نمی‌شود آرامچرا نمودی و دیگر نمی‌نمایی باز


در دو لختی چشمان شوخ دلبندتچه کرده‌ام که به رویم نمی‌گشایی باز


اگر تو را سر ما هست یا غم ما نیستمن از تو دست ندارم به بی‌وفایی باز


شراب وصل تو در کام جان من ازلیستهنوز مستم از آن جام آشنایی باز


دلی که بر سر کوی تو گم کنم هیهاتکه جز به روی تو بینم به روشنایی باز


تو را هرآینه باید به شهر دیگر رفتکه دل نماند در این شهر ت

ادامه مطلب  

داخل حباب تاریک ...  

سلام ...
اینجا بارون اومد ...خیلی نرم نرمک ...رفتیم برای فنچولم تخت 
ببینیم... دلم عجیب گرفته ... دچار افسردگی شدید شدم ...
از خودم خسته شدم ...خواهش میکنم نگین طبیعی هست ...
همه هستن ... ولی من تنهام ... تنهایی از نوع عجیب ... دلم 
برای خیلی چیزا تنگ شده...دلم یه مسافرت میخواد که تا اخر 
عمرم طول بکشه ...دلم سکوت میخواد ...دلم ارامش میخواد ...
دلم میخواد گاهی گم بشم... میخوام توی هیاهوی انسان های
عاقل سکوت کنم وگم بشم... با خودم ... میخوام تموم بشم ...
یه بغل میخوام بز

ادامه مطلب  

داخل حباب تاریک ...  

سلام ...
اینجا بارون اومد ...خیلی نرم نرمک ...رفتیم برای فنچولم تخت 
ببینیم... دلم عجیب گرفته ... دچار افسردگی شدید شدم ...
از خودم خسته شدم ...خواهش میکنم نگین طبیعی هست ...
همه هستن ... ولی من تنهام ... تنهایی از نوع عجیب ... دلم 
برای خیلی چیزا تنگ شده...دلم یه مسافرت میخواد که تا اخر 
عمرم طول بکشه ...دلم سکوت میخواد ...دلم ارامش میخواد ...
دلم میخواد گاهی گم بشم... میخوام توی هیاهوی انسان های
عاقل سکوت کنم وگم بشم... با خودم ... میخوام تموم بشم ...
یه بغل میخوام بز

ادامه مطلب  

 

صدای تیک‌تاک ساعت همیشه یک معنی می‌دهد، این‌که زمان دارد به سرعت برق می‌گذرد. نباید اجازه بدهم کاری عقب بماند.بدنم و ذهنم با هم هماهنگ شده‌اند. ذهنم خودش تصمیم می‌گیرد و بدنم می‌پذیرد که کارها چطور انجام شوند؛ نرگس بیرونی‌ام زمانی برای ثبت و ضبط اطلاعات ندارد اما نرگس درونم انگار هنوز میدان‌دار است. ساعت از هشت گذشته و من باید خودم را به کلاس درس برسانم. مادر بعد از نماز صبح خوابش برده و زهرا کنار پای من توی آشپزخانه نشسته و با قوطی‌ها

ادامه مطلب  

 

صدای تیک‌تاک ساعت همیشه یک معنی می‌دهد، این‌که زمان دارد به سرعت برق می‌گذرد. نباید اجازه بدهم کاری عقب بماند.بدنم و ذهنم با هم هماهنگ شده‌اند. ذهنم خودش تصمیم می‌گیرد و بدنم می‌پذیرد که کارها چطور انجام شوند؛ نرگس بیرونی‌ام زمانی برای ثبت و ضبط اطلاعات ندارد اما نرگس درونم انگار هنوز میدان‌دار است. ساعت از هشت گذشته و من باید خودم را به کلاس درس برسانم. مادر بعد از نماز صبح خوابش برده و زهرا کنار پای من توی آشپزخانه نشسته و با قوطی‌ها

ادامه مطلب  

 

دلم امشب خیلی گرفته..
دلتنگ بهارم..
دلتنگیم امشب با همه دلتنگی های هر شبم فرق میکنه..
ندیدمش این چن روز ... یه ماه میشه نه دقیقا 27 روزه ندیدمش..
از دور ذیذنش برام یه جور نفسه بدون اینکه هیچی بهش بگم..
بدون  اینکه هیچی بهم بگه میفهمیم..
که دردمون کجاس..
یعنی میشه قاصدک ازش خبری بیاره...؟
خیــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــلی دلـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــم برات تنگ شده..
کجای

ادامه مطلب  

دستکش  

هروقت کنار سینک ظرفشویی می ایستم بین دست کردن و نکردن دستکش نارنجی پلاستیکی مکث می کنم. یه نگاهی به تعداد ظرف ها می کنم و با خودم می گم همین چند تا دونه اس، دستکش نمی خواد که.. حالا خوب می دونم که هم پشت سرم روی میز، هم جلوی تلویزیون و همه جا خورده ظرف هایی برای شستن هست.. ولی به کارم سرعت می دهم و باز پیش خودم می گم همین دوتا لیوانه، دستکش دست کردن نداره..
به همین سادگیست گول زدن خودم.. من زود گول خودم را می خورم..حکایت همه ی ماست.. بحث یکبار و ده بار

ادامه مطلب  

با محبت شاید با خشونت هرگز  

اولی کامل بود،دومی بدخط بودبر سرش داد زدم...سومی می لرزید...خوب، گیر آوردم !!!صید در دام افتادو به چنگ آمد زود...دفتر مشق حسن گم شده بوداین طرف، آنطرف، نیمکتش را می گشتتو کجايي بچه؟؟؟بله آقا، اینجاهمچنان می لرزید...” پاک تنبل شده ای بچه بد ”" به خدا دفتر من گم شده آقا، همه شاهد هستند"” ما نوشتیم آقا ”

ادامه مطلب  

 

گاهی گمان نمی کنی ولی خوب می شود
 گاهی نمی شود که نمی شود که نمی شود
 گاهی بساط عیش خودش جور می شود 
   گاهی دگر، تهیه بدستور می شود
 گه جور می شود خود آن بی مقدمه  
 گه با دو صد مقدمه ناجور می شود
 گاهی هزار دوره دعا بی اجابت است                 
گاهی نگفته قرعه به نام تو می شود
 گاهی گدای گدایی و بخت باتویار نیست             
گاهی تمام شهر گدای تو می شود…
 گاهی برای خنده دلم تنگ می شود                  
گاهی دلم تراشه ای از سنگ می شود
 گا

ادامه مطلب  

:)  

امشب حاج خانوممون نمیاد بغلمون؟
 
الهی من قربون حاج خانومم بشم
امممممممممممممماچ از روی ماهت خانومم
خیییییییییییییییلی ممنون فدات شم
دنیامی دا..مگم راحت مخابمااا 
 
سلام به همه دنیای من 
صبت بخیر قربونت برم خوبی؟
خوب خابیدی شب؟
فدات شم رفتین برا پاسپورت؟
 
نفسم؟؟؟؟
کجايي ب ؟؟؟؟ 
 
حاج خانوم این رسمش نیستااا 
 
سلام فدات شم..تنها میاین؟
چقده میاین؟
 
بعله؟
 
نه فعلا نیستم
 
آره‌..مثه امیدواری های من
شبخیر
 
سلام فدات صب خودتم‌بخیر
باش ممنو

ادامه مطلب  

نیستی و من دلتنگتم  

دلتنگم
دلتنگ همه چی
دلتنگ روزای خوبمون
دلتنگ مهربونیات و زود بخشیدنات
دلتنگ خندهای زیبات که وقتی میشنیدم
یا میدیدمش جون میگرفتم و از ته دل به خودم میبالیدم
دلتنگ یواشکی عاشق بازیامون واسه یواشکی دوست دارم گفتنامون
دلتنگ قهر کردنای چند لحظه ای و ناز کشیدن چند لحظه ای خودم
دلتنگ گوش دادن به صدات دلتنگ دیدن اولین باری که برام گریه کردی
دلتنگ تماس ها و پیامهایی که وقتی دیر بیدار میشدم
برای بیدار کردنم میفرستادی
دلتنگ حرفای تلفنی و قربون صدقه

ادامه مطلب  

نیستی و من دلتنگتم  

دلتنگم
دلتنگ همه چی
دلتنگ روزای خوبمون
دلتنگ مهربونیات و زود بخشیدنات
دلتنگ خندهای زیبات که وقتی میشنیدم
یا میدیدمش جون میگرفتم و از ته دل به خودم میبالیدم
دلتنگ یواشکی عاشق بازیامون واسه یواشکی دوست دارم گفتنامون
دلتنگ قهر کردنای چند لحظه ای و ناز کشیدن چند لحظه ای خودم
دلتنگ گوش دادن به صدات دلتنگ دیدن اولین باری که برام گریه کردی
دلتنگ تماس ها و پیامهایی که وقتی دیر بیدار میشدم
برای بیدار کردنم میفرستادی
دلتنگ حرفای تلفنی و قربون صدقه

ادامه مطلب  

من فراموش نمیکنم : 3  

یه دو ساعتی میشد که سعید منو اینجا کاشته بود و معلوم نبود کدوم گوریهیکی دوباری هم بهش زنگ زدم ولی دسترس نبود ساعت از دوازده هم گذشته بود و باید تا قبل از تعطیلی خودمو به بانک میرسوندم و چک نقد میکردم وگرنه کارا میوفتاد واسه شنبه و هزار داستان پیش میومد
دوباره شمارش گرفتم.بوق ... بوق ... بوق ... بوق ....
بالاخره جواب داد.- معلونه کدوم گوری هستی ؟- سلام بلد نیستی دیگه - سعید اعصاب ندارم . کجايي ؟- نزدیکم ، یه داستان پیش اومد برات تعریف میکنم- تا دو دقیقه

ادامه مطلب  

درفاش نیوز میخوانیم  

م.ر.ک.جانباز- ما آخرین نسلی بودیم که با بلیط دو ریالی سوار اتوبوس شدیم. ما آخرین نسلی بودیم که به حسنک گفتیم کجايي؟ و با کبری تصمیم گرفتیم و پیراهن خودمان را با پیراهن ریز علی یکجا آتش زدیم. ما آخرین نسلی بودیم که ادب را نزد پدر و مادر و  در آوردن نان حلال را از دست رنج پدر و مهر و عطوفت را در دامان مادر یاد گرفتیم. ما آخرین نسلی بودیم که پاییز و زمستان درس می خواندیم و بهار و تابستان, بمانند پدر نان آور خانواده می شدیم.
 ما آخرین نسلی بودیم که اگر

ادامه مطلب  

سپیدی یک دست زاده‌ی شب است - فریدون رهنما  

روزی خواهم رفت به کرانه‌های بزرگ عشق
فرو خواهم رفت در شن‌های خواستن
با خود راز شام‌گاهان را خواهم برد
جنگل همچون چلچراغی بر ما فرود خواهد آمد
 
روزی لبخند خواهم زد به تولد روزها
آسمان را خواهم دید آن‌سان که یک دست را
دست‌ات بر من خواهد بود آن‌سان که بر کرانه‌ی دریا
تابستان مرا در بر خواهد گرفت و دریا دلش را خواهد گشود
 
به تو باز خواهم گشت از میوه‌ها و آرزوها سرشار
زمان در من خواهد مرد و من بر زمان خواهم خفت
چشمه خواهد جوشید از چشمان پر غب

ادامه مطلب  

خداحافظ ای یار شیرین من  

.خداحافظ ای یار شیرین منخداحافظ ای باغ نسرین من.با پشته‌ای از دردهای روح راهی‌ام. می‌روم تا به سرگشتگیِ روحم راحتی بدهم. می‌روم تا روح‌های سرگشته‌کرده‌ام را به سکون برسانم. پیرزنی رختشوی قفسِ سینه را مدام چنگ می‌زند. صدای باد درونم پیچیده. چقدر اینجا خالی است. تو را به خدا می‌سپارم. ولی خودم هر لحظه بی‌خداتر می‌شوم. تا می‌آیم با تو انس بگیرم، لشگر سلم و تور بر روانم تازش می‌آورند..گذشت امشب از سینه‌ام بس سواریهزاران هزاران هزاران هزا

ادامه مطلب  

خداحافظ ای یار شیرین من  

.خداحافظ ای یار شیرین منخداحافظ ای باغ نسرین من.با پشته‌ای از دردهای روح راهی‌ام. می‌روم تا به سرگشتگیِ روحم راحتی بدهم. می‌روم تا روح‌های سرگشته‌کرده‌ام را به سکون برسانم. پیرزنی رختشوی قفسِ سینه را مدام چنگ می‌زند. صدای باد درونم پیچیده. چقدر اینجا خالی است. تو را به خدا می‌سپارم. ولی خودم هر لحظه بی‌خداتر می‌شوم. تا می‌آیم با تو انس بگیرم، لشگر سلم و تور بر روانم تازش می‌آورند..گذشت امشب از سینه‌ام بس سواریهزاران هزاران هزاران هزا

ادامه مطلب  

ششم اسفند ، سالروز ولادت امیر هوشنگ ابتهاج گرامی باد  

 
✨امیر هوشنگ ابتهاج (زادهٔ ۶ اسفند ۱۳۰۶ در رشت)، متخلص به «ه‍. ا. سایه»، شاعر ایرانی است.
 
 
✨او در ۶ اسفند ۱۳۰۶ در رشت متولد شد. پدرش آقاخان ابتهاج از مردان سرشناس رشت و مدتی رئیس بیمارستان پورسینای این شهر بود. برادران ابتهاج عموهای او بودند. هوشنگ ابتهاج دوره تحصیلات دبستان را در رشت و دبیرستان را در تهران گذراند و در همین دوران اولین دفتر شعر خود را به نام نخستین نغمه‌ها منتشر کرد. ابتهاج در جوانی دلباخته دختری ارمنی به نام [

ادامه مطلب  

ششم اسفند ، سالروز ولادت امیر هوشنگ ابتهاج گرامی باد  

 
✨امیر هوشنگ ابتهاج (زادهٔ ۶ اسفند ۱۳۰۶ در رشت)، متخلص به «ه‍. ا. سایه»، شاعر ایرانی است.
 
 
✨او در ۶ اسفند ۱۳۰۶ در رشت متولد شد. پدرش آقاخان ابتهاج از مردان سرشناس رشت و مدتی رئیس بیمارستان پورسینای این شهر بود. برادران ابتهاج عموهای او بودند. هوشنگ ابتهاج دوره تحصیلات دبستان را در رشت و دبیرستان را در تهران گذراند و در همین دوران اولین دفتر شعر خود را به نام نخستین نغمه‌ها منتشر کرد. ابتهاج در جوانی دلباخته دختری ارمنی به نام [

ادامه مطلب  

میـم مثلِ طـو !!  

میـم مثلِ طـو .. :‌))دلـم اونقدری تنگه که حتی دوسـت دارم برگردم به اون روزایی که تا شبش منتظر میموندم که فقط نیم ساعت بتونم تو یاهو باهات حرف بزنم و کلِ روز مشغول این بودم که سوالای چرت و پرت پیدا کنم که بتونم بهونه داشته باشم برای پی‌ام دادن!
دلم برات تنگ شده مـیمِ جانم.. تنــگ.. کجايي یعنی؟! من حتی نمیدونم به من فکــر مکنی یا نه.. اما مگه میشه من و یادت بره آخه؟!‌ آدم میره دستشویی یه سوسک میبینه تا چند سال بعد گاهی یادش می‌افته! لعنتی من که هر شب

ادامه مطلب  

میـم مثلِ طـو !!  

میـم مثلِ طـو .. :‌))دلـم اونقدری تنگه که حتی دوسـت دارم برگردم به اون روزایی که تا شبش منتظر میموندم که فقط نیم ساعت بتونم تو یاهو باهات حرف بزنم و کلِ روز مشغول این بودم که سوالای چرت و پرت پیدا کنم که بتونم بهونه داشته باشم برای پی‌ام دادن!
دلم برات تنگ شده مـیمِ جانم.. تنــگ.. کجايي یعنی؟! من حتی نمیدونم به من فکــر مکنی یا نه.. اما مگه میشه من و یادت بره آخه؟!‌ آدم میره دستشویی یه سوسک میبینه تا چند سال بعد گاهی یادش می‌افته! لعنتی من که هر شب

ادامه مطلب  

45  

بازم شب شد و من خوابم نمیاد...
امروز روز پرماجرایی بود واسم
اولا از همه بگم که کارت ملی و دانشجویی و متروم گم شده
خیلی اعصابم خورده
خیییییییییییلی :(
اصلا ترجیح میدم زیاد راجبش حرف نزنم
اتفاق دوم اینه که دیشب خواب دیدم خواهرم یه دختر ناز کوچولو داره که اسمش فاطمه اس
واسم جالبه که تو ایام فاطمیه هم هستیم
این بچه در تمام طول خوابم بغلم بود و من قربون صدقه اش میرفتم
اینقدر دوسش داشتم که حد نداشت
وقتی از خواب پا شدم باورنم نمی شد خواب بوده و همچین ب

ادامه مطلب  

عشقِ لعنتی  

انقدر دلم برات تنگ شده که چند شبِ همش دارم خوابت و میبینم.. نمیدونم از خدا چی بخوام! بخوام تو رو بهم بده.. بخوام این حسِ عمیق و ازم بگیره.. یا بخوام فراموشت کنم.. نمیدونم..
چند وقت پیش هی میگفتم خدایا کاش خوابش و ببینم! یه شبم یادمه التماس میکردم که خدایا توروخدا امشب کاری کن تو خواب ببینمش حداقل.. اما الان که میبینمت روزا یه جوری‌ان.. شاید در طول روز همش به خوابم فگر نکنم اما یه چی تهِ دلم هی میگه، یه چیزی تو زندگیت کمه..
نه تو رو دارم.. نه یه دلخوشی..

ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1